تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 732

مساهمون:

ص٧٣٢
نمازش را تمام كرد و سوار شد و به من هم دستور داد سوار شده با وى حركت نمودم تا آنكه قلعه كوه طائف پيدا شد . پرسيد : آيا چيزى مىبينى ؟ گفتم : آرى تل ريگى مىبينم كه خيمه‌اى بر بالاى آنست و نور از داخل آن ميدرخشد . وقتى آن را ديدم خوشحال گشتم گفت : اميد و آرزوى تو در آنجاست . آنگاه گفت برادر با من بيا . او ميرفت و من هم از همان راه ميرفتم تا اينكه از بلندى كوه پائين آمديم سپس گفت : پياده شو كه در اينجا سركشان ذليل و جباران خاضع ميگردند . آنگاه گفت : مهار شتر را رها كن . گفتم : بدست كى بدهم ؟ گفت : اينجا حرم قائم آل محمد است كسى جز افراد با ايمان بدينجا راه نمىيابد و هيچ كس جز مؤمن از اينجا بيرون نميرود . من هم مهار شترم را رها كردم و با او رفتم تا نزديك چادر رسيديم . او نخست بدرون چادر رفت و به من دستور داد كه در بيرون چادر توقف كنم تا او برگردد . سپس گفت : داخل شو كه در اينجا جز سلامتى چيزى نيست . من وارد چادر شدم و آن حضرت را ديدم كه نشسته و دو برد يمانى پوشيده قسمتى از يكى را روى دوش انداخته است . اندامش در لطافت مانند گل بابونه و رنگ مباركش در سرخى همچون گل ارغوانى است كه قطراتى از عرق مثل شبنم بر آن نشسته باشد ولى چندان سرخ نبود . قد مباركش مانند شاخه درخت بان « 1 » يا چوبهء ريحان بود . جوانى ذيجود ، پاكيزه و پاكسرشت بود كه نه بسيار بلند و نه خيلى كوتاه بود ، بلكه متوسط القامه بود . سر مباركش گرد ، پيشانيش گشاده ، ابروانش بلند و كمانى ، بينيش كشيده و ميان برآمده ؛ صورتش كم گوشت و بر گونه راستش خالى مانند پارهء مشكى بود كه بر روى عنبر كوبيده قرار دارد .
هامش
( 1 ) بان - نام درختى است كه تنهء آن راست و نرم مىباشد . برگ آن مانند برگ درخت صفصاف و از تخم آن روغن خوشبو ميگيرند ، و اندام رسا را به آن درخت بلند تشبيه ميكنند ( المنجد ) .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 732 | العلامة المجلسي / على دوانى