تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 727

مساهمون:

ص٧٢٧
انت اهله فأنت اهل الجود و الكرم و العفو و التّجاوز . يا ربّ يا اللَّه لا تفعل بى الّذى انا اهله فانّى اهل العقوبة و قد استحققتها لا حجّة لى و لا عذر لى عندك . أبوء لك بذنوبى كلّها و أعترف بها كى تعفو عنّى و انت اعلم بها منّى ابوء لك بكلّ ذنب اذنبته و كلّ خطيئة احتملتها و كلّ سيّئة عملتها ، ربّ اغفر لى و ارحم و تجاوز عمّا تعلم انّك انت الأعزّ الأكرم » . سپس برخاست و مشغول طواف شد . ما نيز باحترام او از جا برخاستيم . فردا در همان وقت برگشت و ما نيز مانند روزهاى گذشته باستقبالش شتافتيم . تا اينكه آمد و در وسط نشست و ما هم در اطراف او نشستيم . آنگاه نظرى به سمت راست و چپ خود كرد و گفت : على بن الحسين عليه السّلام وقتى باينجا مىآمد ( در اين وقت با دست اشاره به سنگ زير ناودان كرد ) در سجود خود ميفرمود : « عبيدك بفنائك مسكينك بفنائك فقيرك بفنائك سائلك بفنائك يسألك ما لا يقدر عليه غيرك » . آنگاه براست و چپ خود نگريست و در بين ما محمد بن قاسم را مخاطب ساخت و گفت : « اى محمد بن قاسم ؛ تو بر عقيده ثابت استوارى » ! محمد بن قاسم نيز معتقد بوجود صاحب الزمان ( ع ) بود . سپس برخاست و مشغول طواف شد ، همهء ما اين دعاها را حفظ كرديم ولى هيچ كدام به ياد نياورديم كه راجع به او با هم صحبت كنيم ، جز اينكه در روز آخر يكى از حضار بنام ابو على محمودى بما گفت : اى مردم ! آيا اين شخص را ميشناسيد به خدا قسم اين شخص صاحب الزمان شماست پرسيديم : تو چگونه دانستى كه او امام زمان است ؟ . او توضيح داد كه هفت سال تضرع و زارى ميكردم و از خداوند ميخواستم كه حضرت صاحب الزمان عليه السّلام را به من بنماياند . تا اينكه وقتى در عصر روز عرفه ديدم ، اين مرد آمد و همين دعائى را كه شنيديم خواند . من از وى پرسيدم شما كيستيد ؟ او گفت : از مردم هستم . گفتم : از كدام تيرهء مردم ؟ گفت : از تيرهء عرب . پرسيدم از كدام تيره عرب ؟ گفت از اشراف آنها .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 727 | العلامة المجلسي / على دوانى