تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
نموده و مشكلات آن را شرح كرده است . . . » 2 - محقّق بزرگوار حاج محمد اردبيلى مجاز در 1098 كه خود از شاگردان مشهور علّامهء مجلسى است در كتاب گرانمايه « جامع الرواة » استاد عاليقدرش را بدين گونه توصيف مىكند : « محمد باقر بن محمد تقى بن مقصود على ملقّب به مجلسى مدّ ظله العالى ، استاد ما ، شيخ الاسلام و المسلمين ، امام علّامه ، محقّق مدقّق ، جليل - القدر ، عظيم الشأن و الا جايگاه ، وحيد عصر و يگانه زمان خود بوده . ثقهء بزرگوار علمش بسيار ، تصانيفش نيكوست . شخصيت وى از نظر علوّ قدر و بزرگى شأن ، و مقام عالى و تبحّرش در علوم عقلى و نقلى ، و دقّت نظر و رأى صائب و وثاقت و امانت در نقل مطالب و عدالت ، مشهورتر از آنست كه گفته شود و ما فوق آنست كه در عبارت بگنجد . 3 - محدّث محقّق و فقيه عاليمقام مرحوم شيخ يوسف بحرانى متوفى بسال 1186 در كتاب « لؤلؤة البحرين » مينويسد : در خصوص ترويج دين و احياى شريعت حضرت سيد المرسلين صلّى اللَّه عليه و آله و تصنيف و تأليف و امر و نهى مردم و ريشه كن ساختن متجاوزين و مخالفين و هوا پرستان و بدعت‌گذاران ، بخصوص فرقهء صوفيه ، هيچ كس نه قبل و نه بعد از وى بپايهء او نرسيده است . او امام جمعه و جماعت بود ، و هم او بوده كه احاديث اهل بيت را در شهرهاى ايران منتشر ساخت . تا آنجا كه مينويسد : مملكت شاه سلطان حسين ( صفوى ) بواسطهء كثرت ضعف و قلّت تدبير شاه بوجود شريف او محروس بود ، و چون او برحمت ايزدى پيوست ، اطراف مملكت درهم شكست ، و ظلم و تعدّى همه جا را فرا گرفت ، بطورى كه در همان سال كه او وفات يافت ( 1110 ) شهر « قندهار » از دست شاه سلطان حسين بيرون رفت ، و پيوسته خرابى بر كشور مستولى گرديد تا آنكه تمام مملكت را از دست داد ! 4 - مرحوم آقا احمد كرمانشاهى كه از علماى نامى و ذو فنون بوده و با چهار واسطه خواهرزادهء علّامهء مجلسى است در كتاب نفيس « مرآت الاحوال » مينويسد : اگر بخواهم ذرّه‌اى از آفتاب مكرمت و فضيلت و جامعيت و حالات و كرامات و مجاهدات
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 64 | العلامة المجلسي / على دوانى