تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
سليمان صفوى ) نپذيرفت . وقتى بت شكسته شد ، خادمى كه ملازم و مراقب آن بت بود ، تاب نياورد ريسمانى به گردن خود آويخت و انتحار كرد « 1 » . در همين سال كه علّامهء مجلسى با تأليف كتاب « بحار الانوار » و ديگر كتب نافع و مؤثر خود و نفوذ روز افزونش ، شخصيّت ممتاز و مقام علمى و عمليش زبانزد خاص و عام بود ، تا جايى كه اركان دولت و شخص شاه صفوى نيز تحت تأثير جامعيّت و موقعيّت وى قرار گرفتند ، از ميان آن همه دانشمند مشهورى كه در اصفهان و ساير شهرهاى ايران ميزيستند ، فقط او كه در آن موقع شصت و يك سال داشته است ، از طرف شاه سليمان صفوى بمنصب شيخ الاسلامى كه بزرگترين مقام دينى بود برگزيده شد و تا پايان عمر نيز در اين سمت باقى بود . مير عبد الحسين خاتون‌آبادى نامبرده در تاريخ فارسى خود ( وقايع السّنين ) مينويسد : در سنهء 1098 كه معروف بسال شكستن بتهاست ، پادشاه سليمان جاه پادشاه ايران ، ايشان را شيخ الاسلام باستقلال كردند . مدّ اللَّه تعالى في عمره و اطال بقاه و تا حال كه روز پنجشنبه نوزدهم صفر است از سنهء 1104 به حمد اللَّه تعالى عامه و خاصه اهل روزگار از افادات و كتب مصنّفه او مستفيد ميشوند » . و نيز در ضمن وقايع همان سال مينويسد : « روز شنبه چهارم شهر جمادى الاولى سنهء 1098 نوّاب اشرف اقدس همايون شاه سليمان صفوى بهادر خان از راه تصلّبى كه داشت از براى ترويج امور شرعيه مقدّسه و تنسيق امور شيعيان مولانا محمد باقر مجلسى را تعيين فرمودند به « شيخ الاسلامى » دار السلطنه اصفهان و از راه رعايت علما و استرضاء خواطر ايشان مكرّر بر زبان خجسته بيان لفظ التماس جارى ساختند ! « 2 »
هامش
( 1 ) فيض القدسى ( 2 ) فيض القدسى