باب بيست و دوم كسانى كه بدروغ ادعاى بابيت و سفارت كردند
ابو محمد حسن شريعى
- شيخ الطائفه در كتاب « غيبت » فرموده : نخستين كسى كه بدروغ و افتراء ، ادعاى بابيت و سفارت از جانب امام زمان عليه السّلام كرد شخصى معروف به « شريعى » بود .
جماعتى از علماء از ابو محمد تلعكبرى از ابو على محمد بن همام نقل كردند كه :
كنيهء شريعى ابو محمد بود . تلعكبرى گفت : گمان دارم نام وى حسن بود . او از اصحاب امام على النقى و بعد از آن حضرت از ياران امام حسن عسكرى عليهما السلام بشمار مىآمد .
او اول كسى است كه مدعى مقامى شد كه خداوند براى او قرار نداده و شايسته آن هم نبود . و هم او نخستين كسى است كه در اين خصوص بر خدا و حجتهاى پروردگار دروغ بست ، و چيزهائى به آنها نسبت داد كه شايستهء مقام والاى آنان نبود و آنها از آن بيزار بودند .
از اين رو شيعيان هم او را ملعون دانسته و از وى دورى جستند ، و توقيعى از امام - زمان عليه السّلام در خصوص لعن او و دورى از وى از ناحيهء مقدسهء آن حضرت بيرون آمد .
ابو محمد تلعكبرى گفت : بعد از آن عقيدهء بكفر و الحاد از او آشكار گشت .
اين مدعيان نخست بر امام دروغ ميبستند و ميگفتند : ما وكلاى آن حضرت هستيم .
جمعى از مردم ضعيف الايمان هم با اين ادعا ، نسبت به آنها اظهار دوستى ميكردند .
سپس كارشان بالا ميگرفت و بعقيدهء حلاج « 1 » منتهى گشت . چنان كه از ابو جعفر
هامش
( 1 ) مقصود حسين بن منصور حلاج صوفى معروف است كه عقائد خرافى مخالف شريعت داشت ، و از جمله قائل بوحدة وجود بود .