است كه مدعى وكالت و بابيت امام زمان شد . ماجراى او با محمد بن عثمان كه بادعاى نيابت حضرت اموالى را ضبط كرد و از تسليم آن بوى خوددارى نمود و ادعا كرد كه از طرف امام زمان در اخذ آنها وكالت دارد ، و دورى شيعيان از وى و لعن او كه از ناحيهء مقدسه توقيع مبنى بر لعنت وى بيرون آمد ، معروف است .
ابو غالب زرارى « 1 » گفت : ابو الحسن محمد بن محمد بن يحيى معاذى نقل كرد كه : يكى از شيعيان بعد از وفات امام حسن عسكرى عليه السّلام و تفرقه شيعه و انحراف ابو طاهر بن بلال بوى پيوست . سپس او برگشت و در سلك ما درآمد ، ما جهت اين پيوستن و گسستن را از او پرسيديم . گفت : روزى نزد ابو طاهر بودم برادرش ابو الطيب و ابن خزر و جمعى از پيروانش هم بودند .
در آن وقت پيشخدمت آمد و گفت : ابو جعفر عمرى ( محمد بن عثمان ) درب خانه است ! از شنيدن اين خبر پيروان ابو طاهر مضطرب شدند ، و آمدن او را ناخوش داشتند . ابو طاهر گفت : بگو بيايد . محمد بن عثمان هم وارد شد . ابو - طاهر و پيروانش باحترام او برخاستند محمد بن عثمان در صدر مجلس و ابو طاهر پيش روى او نشست .
سپس صبر كرد تا حضار ساكت شدند . آنگاه گفت : اى ابو طاهر ! تو را به خدا سوگند مىدهم آيا امام زمان به تو فرمان نداد اموالى كه نزد تو است به من
هامش
( 1 ) ابو غالب زرارى نامش احمد و نسبش بدين گونه است : احمد بن محمد بن سليمان بن حسن بن جهم بن بكير بن اعين ؛ كه پدر در پدر از اصحاب نامدار و فقهاى عاليمقدار ائمه اطهار بودهاند . زرارى بواسطه تقيه از دشمنان شيعه ، بنام مرد بزرگ دودمان خود « زرارة بن اعين » عموى جد خود كه بزرگترين شاگرد امام صادق ( ع ) بود ، مشهور به « زرارى » شد .
ابو غالب زرارى شاگرد شيخ كلينى و از افاضل ناقلان آثار اهل بيت است . كتابهاى سودمندى نوشته كه از جمله رسالهاى در احوال رجال خاندان خود است . در بسيارى از موارد اين كتاب ( مهدى موعود ) نام وى برده شده و از جمله در صفحه 633 داستان جالب و خواندنى او مذكور افتاد . ابو غالب در سال 268 در كوفه رحلت نمود و در نجف اشرف مدفون گشت .