دليل بر صحت امامت وجود اقدس امام زمان ( ارواحنا فداه ) است اينست كه از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله در خصوص وى و غيبتش و كيفيت مخصوص به آن تنصيص شده ( يعنى با صراحت در بارهء آن سخن گفتهاند ) و بدون اختلاف هم واقع شده و چيزى از آن فروگذار نشده است . بر حسب عادت نميشود باور كرد كه جماعت بسيارى به دروغ از موضوعى خبر دهند ، و همانطور كه آنها گفته و وصف نمودهاند هم مصداق پيدا كند ! .
پس وقتى كه اخبار غيبت امام زمان پيش از ميلاد وى بلكه قبل از زمان پدر و جدش رسيده و در دسترس مسلمانان قرار گرفته باشد ، بطورى كه فرقهء كيسانيه و ناووسيه و واقفيه آن را دستاويز اصلاح عقايد خود قرار دهند ، و محدثين شيعه و اصول مؤلفه آنها در عصر حضرت امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهما السلام ثبت نموده و آن را از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و يك يك ائمه طاهرين عليهم السلام نقل كرده باشند ، اعتقاد بامامت حضرت صاحب الزمان عليه السّلام بدليل اين صفت و غيبت مزبور كه در دلائل و اعلام امامت آن سرور ذكر شده ، صحيح مىباشد و هيچ كس را نميرسد كه آن را انكار كند .
يكى از محدثين موثق شيعه « حسن بن محبوب زراد » است كه كتاب « مشيخه » را كه در ميان اصول شيعه مشهورتر از كتاب مزنى « 1 » و امثال آنست ، افزون
هامش
( 1 ) اسماعيل بن يحيى بن عمر بن اسحاق مزنى شافعى متوفى در مصر بسال 264 و مؤلف كتاب « المختصر » در فروع مذهب شافعى ؛ از فقهاى فرقهء شافعى ، و علماى نحو است .
ابن نديم در فهرست مينويسد : مزنى از « مزينه » است كه قبيلهاى در يمن بودهاند .
فقه را از شافعى اخذ كرد و در ميان اصحاب شافعى كسى از او فقيهتر نبود .