ميستودند ، بدون تغيير عقيده بدرود حيات گفت .
و از جملهء نمايندگان سفراء امام زمان احمد بن اسحق قمى و جماعت ديگر هستند كه توقيع در مدح آنها وارد گشته است . احمد بن ادريس از احمد بن محمد بن عيسى از ابو محمد رازى نقل كرده كه گفت : من با احمد بن ابى عبد اللَّه در محله « عسكر » بوديم كه قاصدى از جانب امام زمان آمد و گفت : احمد بن اسحق اشعرى ، و ابراهيم بن محمد همدانى ، و احمد بن حمزة بن اليسع ، همه نزد ما از موثقين بشمار مىآيند .
در كمال الدين از محمد بن الحسين بن شاذويه از محمد حميرى از پدرش از محمد بن جعفر از احمد بن ابراهيم روايت كرده كه گفت : در سال 262 به خدمت حكيمه خاتون دختر امام محمد تقى و خواهر امام على النقى عليهما السلام رسيدم و از پشت پرده با وى سخن گفتم ، و از عقيدهء وى در باره امامت استفسار نمودم . او هم يكايك ائمه را شمرد و از جمله حجة بن الحسن را نام برد . من گفتم : خدا مرا فداى شما گرداند :
آيا ! حجة بن الحسن را ديدهايد و از وى خبر داريد ؟ گفت : پدرش نامهاى در بارهء او بمادرش نوشته بود و من از مادرش پرسيدم بچّه كجاست ؟ گفت : پنهان است « 1 » .
من از حكيمه پرسيدم در غياب او شيعيان بچه كسى پناه برند و مشكلات خود را نزد كى حل نمايند ؟ گفت : نزد مادر امام حسن عسكرى عليه السّلام بروند و از وى جويا شوند من گفتم : امام حسن عسكرى عليه السّلام در اين وصيت كه بزنى نموده ، بكى اقتدا كرده است ؟ گفت : به حسين بن على عليهما السلام اقتدا نموده است . چه آن حضرت روز عاشورا در ظاهر امر به خواهرش زينب دختر امير المؤمنين عليه السّلام وصيت نمود .
هامش
( 1 ) اين روايت با روايات سابق كه گفتيم حكيمه خود موقع تولد حضرت حاضر بوده و مكرر او را ديده است منافات ندارد . چه ممكن است حكيمه خاتون در اينجا از بيان اطلاع كامل خود ملاحظه داشته است ، يا اينكه منظور سائل سالهاى بعد از ولادت بوده ؛ و حكيمه نيز نظر به آن ايام داشته كه آن حضرت را نمىديده است .