او ابو الحسن على بن محمد سمرى بجاى او نشست هيچ يك از اينان بدين منصب بزرگ نرسيدند مگر اينكه قبلا از طرف حضرت صاحب الامر ( ع ) فرمان انتصاب آنها صادر ميگشت و شخص قبل از او جانشين خود را تعيين مينمود . شيعيان هم تا معجزهء حضرت صاحب الامر كه دليل براستگوئى و صحت نيابت آنها بود ، از آنها آشكار نمىگرديد گفتار آنها را نمىپذيرفتند .
چون هنگام رحلت ابو الحسن سمرى فرا رسيد و مرگ وى نزديك گرديد بوى گفتند : چه كسى را جانشين خودتان قرار ميدهيد ؟ او در جواب توقيعى درآورد كه نوشته بود . . . ( مقصود همان توقيع سابق الذكر است ) .
نمايندگان نواب امام زمان ( ع )
شيخ الطائفه در كتاب « غيبت » مينويسد : در زمان سفراى بزرگوار امام زمان ( ع ) عدهاى از مردم موثق بودند ، كه از طرف سفراء توقيعاتى براى آنها ميرسيد ، از جمله اينان ابو الحسين محمد بن جعفر اسدى بود « 1 » ابو الحسين بن ابى جيد قمى از محمد بن حسن بن وليد و او از محمد بن يحيى عطار و او از محمد بن احمد بن يحيى از صالح بن ابى صالح براى من روايت كرد كه صالح بن ابى صالح گفت : در سال 290 هجرى عدهاى از من خواستند كه چيزى را بعنوان مال امام از آنها بپذيرم ولى نپذيرفتم نامهاى نوشتم و كسب تكليف كردم جوابى براى من آمد كه : محمد بن جعفر اسدى در رى است . مال به او داده شود كه او از موثقين ماست .
كلينى از احمد بن شاشى روايت نموده كه گفت : محمد بن حسن كاتب مروزى گفت دويست دينار پيش حاجز بن يزيد و شاء ( يكى از نمايندگان نائب امام زمان )
هامش
( 1 ) اين روايات ، در باب بيستم هم ذكر شد ، و در ضمن آنها چگونگى ارتباط شيعيان با اين اشخاص كه در شهرها سمت وكالت امام زمان ( ع ) را داشتند ، شناخته شد . در اين باب نيز بمناسبت تكرار شده است .