كه خانههاى ما پر از آنست ، داد حضرت به آنها فرمود :
خذوا ما رووا و ذروا ما رأوا
يعنى هر چه آنها از راويان ديگر نقل كردهاند ، عمل كنيد و آنچه را خودشان نقل كرده و در آن اظهار نظر نمودهاند ترك نمائيد . و هم در غيبت شيخ است كه : ابو الحسن ايادى از ابو القاسم حسين بن روح پرسيد : چرا متعهء دختر باكره مكروه است ؟ در جواب گفت : پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : حياء از ايمان است . شرط اين كار هم ميان تو و اوست ، وقتى دخترى را واداشتى كه قبول كند از او لذت ببرى از حياء بيرون رفته و ايمانش از ميان ميرود . پرسيد : اگر با اينفرض از دختر لذت ببرد زنا كرده ؟ گفت : نه .
و هم در كتاب « غيبت » است كه : حسين بن عبيد اللَّه غضائرى « 1 » از ابو الحسن محمد ابن احمد بن داود قمى نقل كرد كه سلامة بن محمد گفت : حسين بن روح رضى اللَّه عنه كتاب « التأديب » را بقم فرستاد و بجمعى از فقهاء آنجا نوشت كه : اين كتاب را مطالعه كنيد و ببينيد آيا چيزى بر خلاف نظر شما در آن هست ؟ فقهاى قم هم پس از ملاحظه نوشتند كه : تمام مسائل آن صحيح است و چيزى مخالف رأى ما در آن نيست ؛ جز اينكه مسألهاى راجع بزكاة فطره در آن بود كه « مقدار فطرهء يكنفر نصف صاع از گندم است » در صورتى كه نظر ما اين بود كه گندم هم مانند جو ، هر كسى بايد يك صاع ( هر صاع تقريبا سه كيلو است ) بدهد : « 2 » ابن نوح گفت : در مصر از جماعتى از علماى شيعه شنيدم كه ميگفتند : از
هامش
( 1 ) مقصود « غضائرى » فقيه عاليقدر معاصر شيخ مفيد و استاد شيخ طوسى و نجاشى و ديگران است . وى پيشواى علماى شيعه و از مشاهير فقهاى عصر خود بوده و بسال 411 درگذشته است .
فرزند او ابو الحسن احمد نيز از بزرگان علما و مفاخر دانشمندان بوده كه در كتب رجال و فقه و حديث معروف به « ابن الغضائرى » است .
( 2 ) از اينجا ميزان علم و فقه و احاطه شيخ بزرگوار حسين بن روح به خوبى معلوم مى - گردد زيرا قم مركز فقهاء و محدثين شيعه بوده ، و با اين وصف كتاب او مورد تصويب كامل آنها قرار گرفته است .