تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 683

مساهمون:

ص٦٨٣
من ! مردى كه خود را نمايندهء امام ميداند اگر اين چنين سخنى بگويد نبايد از وى تعجب نمود و بگفتهء او بخندند ! گفت : اگر بار ديگر اين سخن را بگوئى با تو قطع علاقه ميكنم سپس خداحافظى كرد و رفت . ابو نصر هبة اللَّه بن محمد گفت : ابو الحسن بن كبرياء نوبختى براى من نقل كرد كه بشيخ ابو القاسم حسين بن روح رضى اللَّه عنه خبر رسيد كه يكى از دربانهاى شما معاويه را لعنت مىكند و بوى ناسزا ميگويد . حسين بن روح هم دستور داد او را راندند و از خدمت معزول كردند دربان مدتى طولانى بيكار بود و التماس ميكرد او را به كار سابق برگردانند ولى به خدا قسم حسين بن روح او را ديگر بسر خدمت خود نياورد ، تا آنكه يكى از بستگان حسين بن روح او را استخدام كرد كه با وى در جايى كار كند . حسين بن روح همه اين كارها را از روى تقيه انجام ميداد « 1 » . و هم ابو نصر گفت : ابو احمد بن درانويه ابرص كه خانه‌اش واقع در « باب القراطيس » بود براى من نقل كرد كه : من و برادرانم نزد حسين بن روح ميرفتيم و با وى گفتگو مينموديم . موقع رفتن مثلا اگر ده نفر بوديم نه نفر ما او را لعن مىكردند و يكنفر در بارهء او ترديد مينمود . ولى با اين وصف وقتى كه از نزد او ميرفتيم نه نفر از ما بدوستى او تقرب به خداوند مىجستيم و يكنفر متوقف ميبود . زيرا وى احاديثى در فضيلت اصحاب پيغمبر ( ص ) براى ما نقل ميكرد . برخى از آن را شنيده بوديم و برخى را كه نشنيده بوديم از وى يادداشت ميكرديم ، چه كه او خوش مجلس بود . رضى اللَّه عنه . و هم شيخ طوسى ميگويد : حسين بن ابراهيم از احمد بن على بن نوح از ابو نصر
هامش
( 1 ) شايد بعضى در اين عصر كه تقيه موضوع خود را از دست داده است ، نتوانند پى به حكمت تقيه حسين بن روح ببرند و از كار او در دل خورده بگيرند . ولى اگر شرائط آن عصر و طرز زندگى شيعه و سختگيرى كه عليه آنها به عمل مىآمد ؛ مخصوصا نسبت به نواب امام زمان در نظر گرفته شود مطلب خيلى آسان خواهد شد .