گرفت و بر زخمهاى من ماليد و همان دم از درد آن آسوده گشتم ! .
5 - حديث كرد براى ما ابو دنيا ، گفت : حديث كرد براى من على بن ابى طالب عليه السّلام كه پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : هر كس يك بار
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
را بخواند مثل اينست كه ثلث قرآن را خوانده ، و هر كس دو بار بخواند مثل اينست كه دو ثلث قرآن را خوانده ، و هر كس سه بار بخواند مثل اينست كه تمام قرآن را خوانده باشد .
6 - حديث كرد براى ما ابو دنيا گفت : شنيدم على بن ابى طالب عليه السّلام ميفرمود :
پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : من گوسفند ميچرانيدم روزى گرگى بر سر راه خود ديدم ، از آن حيوان پرسيدم : در اينجا چه ميكنى ؟ گفت : تو در اينجا چه ميكنى ؟
گفتم من گوسفند ميچرانم . گفت : اين تو و اين راه بگذر ! چون گوسفندان را حركت دادم و گرگ در وسط گوسفندان قرار گرفت ، ديدم گوسفندى را گرفت و كشت . من هم گرگ را دنبال كردم تا او را كشتم . سپس دوباره گله را حركت دادم ، قدرى كه دور شدم سه فرشته جبرئيل و ميكائيل و ملك الموت را ديدم . چون آنها مرا ديدند گفتند : اين است محمد كه خداوند وجود او را مبارك گردانيده .
پس آنها مرا برداشته خوابانيدند و با چاقوئى كه همراه داشتند شكم مرا پاره نمودند و قلبم را بيرون آورده داخل شكم را با آب سردى كه در شيشهاى با خود داشتند شستند تا از خون پاك گرديد ، آنگاه قلبم را بجاى خود برگردانيدند و دست بر روى شكمم كشيدند في الحال جراحت آن بر طرف شد بدون اين كه دردى احساس كنم ! از آنجا نزد مادرم حليمه آمدم ( حليمه دايه پيغمبر بود ) حليمه پرسيد گوسفندان كجا هستند ؟ آنچه گذشته بود براى وى نقل كردم گفت : مقام والائى در بهشت خواهى داشت « 1 »
هامش
( 1 ) اين موضوع در تواريخ و كتب حديث سنى و شيعه آمده است ، با اين فرق كه در روايات ديگر ميگويد : پسر حليمه ديد كه افرادى آمدند و شكم محمد ( ص ) را شكافتند . و بمادر خود حليمه خبر دادند ممكن است ، اين موضوع پرتوى از انعكاس شخصيت نورانى و ملكوتى پيغمبر اكرم در آينده بوده ، كه آن روز ، بدان گونه به نظر فرزندان حليمه آمده ، تا با نقل آن ، از همان روزگار بدانند كه محمّد كودك يتيم ، آيندهء درخشان و مقام عالى خواهد داشت .