تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
عقيدهء كسانى كه جعفر كذاب را امام ميدانند نيز بيان كرديم . و اما فرقهء فطحيه كه اعتقاد بامامت عبد اللَّه پسر امام جعفر صادق عليه السّلام داشتند چون عبد اللَّه وفات يافت و پسرى نداشت كه جانشين وى باشد و رجوع به اعتقاد بامامت حضرت موسى بن جعفر نمودند ، عقيدهء اينان را نيز با چند دليل رد كرديم . بعلاوه در اين خصوص ميان علماى شيعه اختلافى نيست كه بعد از امام حسين و امام حسن منصب امامت در دو برادر جمع نميشود ، و در اين مورد اخبار بسيارى ذكر كرديم . از اين گذشته عبد اللَّه معصوم نبوده ، در صورتى كه پيشتر توضيح داديم كه يكى از شرائط امامت عصمت است . ولى افعالى از او سر زد كه منافى با مقام عصمت بود . روايت شده كه چون جعفر « كذّاب » متولد شد ، مردم بمبارك باد امام على النقى پدرش آمدند ولى اثر شادمانى در چهرهء حضرت نديدند . چون جهت پرسيدند فرمود : كار او ساده نيست ! عنقريب مردم بسيارى را گمراه مىكند ! روايات بسيارى در بارهء كارها و گفته‌هاى زشت جعفر كذّاب در دست است كه ما كتاب خود را پاك‌تر از اين مىدانيم كه آن را نقل كنيم . و اما آن عده كه معتقدند امام زمان را پسرى است و امامان سيزده تن مىباشند عقيده‌شان به همان دليل كه ثابت نموديم ائمه دوازده تن مىباشند ، مردود است . اين عقيده را بايد بدور انداخت . بخصوص كه اين آراء و عقائد الحمد للَّه همه منقرض گشته‌اند و امروز كسى پيدا نميشود كه اين سخنان را بر زبان براند يا به يكى از آنها معتقد باشد ، و همين انقراض آنها خود دليل بر بطلان عقائد آنان است . پايان گفتار شيخ قدس الله روحه در كتاب « غيبت » « 1 » .
هامش
( 1 ) گفتار شيخ بزرگوار در اينجا خاتمه ميابد . چند قسمت مختصر آن را كه جنبه علمى بيشترى داشت ، در آنجا كه سه نقطه ( . . . ) نهاده‌ايم ، براى سهولت امر ، حذف كرديم ، سخنان شيخ در كتاب « غيبت » و « تلخيص الشّافى » در زمينهء اثبات وجود امام زمان حجة بن الحسن العسكرى ، و غيبت و طول عمر آن حضرت ، و پاسخ اشكالات مخالفين شيعه از تمام فرقه‌هائى كه آن روز وجود داشته‌اند يا منقرض شده بودند ، مانند ، كيسانيه ، فطحيه ، ناووسيه ، و متعصبين اهل تسنن ، بعد از هزار سال ، هنوز اهميت خود را حفظ كرده و مورد استفادهء طالبين است . با اينكه سبك استدلال شيخ يادگار ده قرن پيش است ، و روى سخن با مردمى ديگر ، غير از مردم عصر ما و مسلكهاى كنونى ، و دشمنان فعلى امام زمان و گمراهان قرن بيستم ، يا دين‌سازان ، و ايادى بيگانه و عمال استعمار مىباشد ، و با اينكه مطابق گفتهء شيخ در صفحه 462 همين كتاب موقع نوشتن كتاب غيبت ( سال 447 ) 193 سال از سن امام زمان ( ع ) ميگذشته ، مع الوصف مىبينيد ، تمام اشكالات امروز و طرز فكر مخالفين شيعه با منحرفين آن روز چندان فرقى ندارد ، بلكه يكى است و مكرراتى بيش نيست . احاطه شيخ بمبانى كلامى و عقائد و مذاهب و ملل و نحل ، و قدرت نويسندگى وى به خوبى از اين سخنان هويداست . شما خوانندگان با خواندن مطالب شيخ در اين باب تصديق خواهيد كرد كه اشكالات افراد متعصبى مانند : ابن حجر مكى ، و يا فرومايگانى همچون سران حزب بهائى و احمد كسروى متاع جديدى ببازار نياورده‌اند . اشكالات آنها حربه‌هاى زنگ زده‌اى است كه قرنها پيش از آنها ، متعصبين و فرومايگان ديگر يا گمراهان بيابان اجتماع كه در هر زمانى وجود دارند اين اشكالات و اعتراضات را در بارهء مهدى موعود جهان و قائم آل محمد بعلماى شيعه نموده و از همان زمانها نيز پنبه آنها زده شده و پاسخهاى - قانع‌كننده دريافته‌اند .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 474 | العلامة المجلسي / على دوانى