شرط تكليف است كه مشتمل بر مفسدهاى نباشد . چه ميدانيم كه خداوند متعال اگر علامت مشيّت خود را در مقام ارتكاب گناه بر گناهكاران آشكار سازد . مثلا صورت آنها سياه گردد ، و اين كار براى نزديك شدن آنها بطاعت و دورى از معصيت بهتر باشد ، چون سياه گردانيدن روى گناهكاران مشتمل بر بسيارى از مفاسد است ، خداوند هم اين كار را نميكند .
در بارهء امام زمان عليه السّلام هم ميگوئيم : ممكن است آشكار بودن حضرت براى عقيدهمندان مشتمل بر مفسده عظيم باشد ، بطورى كه موجب استيصال و احتياج آنها شود . و ناگفته معلوم است كه ظاهر بودن امام با اين حالت براى معتقدين بحضرتش لطف نيست . اگر گفتار شيخ بزرگوار را كه فرمود : « تكليف با فقدان لطف مانند تكليف بدون وسيله و اسباب است » از وى بپذيريم ، در صورتى مناسبت خواهد داشت كه لطف باشد و مفاسدى كه مانع از لطف بودن آنست از ميان برداشته شود .
جملهء كلام اينكه بعد از ثبوت حسن و قبح عقلى ، و حكم عقل بوجوب لطف بر خداوند احديت ، و اينكه وجود امام باتفاق تمام عقلاء لطف است . و مصلحت در وجود رئيس جامعه كه مردم را بصلاح ميخواند و از فساد باز ميدارد و اينكه وجود امام مفيد به حال بندگان و موجب نزديكى آنها به اطاعت پروردگار است .
و اينكه امام بايد معصوم باشد و عصمت هم جز از جانب خداوند دانسته نميشود و اينكه اجماع داريم كه غير از صاحب الزمان معصومى نيست ، وجود شخص امام ثابت خواهد شد .
اما غيبت آن حضرت از نظر مخالفين ظاهرا مربوط به تقصير خود آنهاست و از نظر دوستان و عقيدهمندانش ، ممكن است بعضى مقصر و بعضى با اينكه مقصر نيستند از قسمتى از فوائد كه مترتب بر ظهور آن حضرت است محروم باشند . چه ممكن است مفسدهاى از جانب مخالفين براى آنان پديد آيد ، يا به علت صلاح خود آنها در غيبت امام كه در حال پنهان بودن آن حضرت و پديد آمدن شبههاى و مشقت سخت بوى ايمان آورند ، ممنوع باشند تا ثواب بيشترى برند .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 476
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٧٦