رستخيز سالم بماند ، آنها هم كاخى ساختند كه از عظمت سر بفلك ميكشيد . سليمان گنجهاى روى زمين را در آن پنهان كرد تا روزى كشف شود ولى بالاخره سليمان مرد و در زير خاك پنهان شد .
اين ماجرا براى اينست كه مردم بدانند زندگى دنيا فانى است و جز ذات بىزوال خداوند احديت كسى باقى نيست .
تا زمانى كه از نسل عدنان و اولاد هاشم بهترين مولود بوجود آيد و خداوند او را با نشانههاى مخصوص در نزد مردم جهان ممتاز گرداند . او اختياردار مردم روى زمين است و جانشينان او نيز چنين هستند . آنها پيشوايان دوازدهگانه و حجت پروردگارند تا زمانى كه قائم آنها بفرمان خداوند قيام كند و اين هنگامى است كه او را از آسمان بنام صدا زنند .
چون عبد الملك اين نامه را خواند ، يا ( بنا بروايتى ) طالب بن مدرك فرستادهء موسى بن نصير ماجرا را بوى گذارش داد عبد الملك از محمد بن شهاب زهرى « 1 » كه در مجلس حضور داشت پرسيد ، در باره اين موضوع عجيب چه ميگوئى ؟
هامش
( 1 ) مقصود محمد بن مسلم بن عبيد اللَّه بن حرث بن شهاب بن زهره است . زهرى در مدينه از فقهاى تابعين اصحاب پيغمبر ( ص ) بوده و نزد خلفاى اموى جايگاهى بزرگ داشته است .
وى معاصر امام زين العابدين ( ع ) بوده و از حضرت رواياتى نقل كرده است ، دانشمندان ما در بارهء عقيدهء مذهبى او اختلاف نظر دارند ، سيد ابن طاوس ( ره ) و ديگران او را از دشمنان شيعه دانستهاند ، ولى مرحوم وحيد بهبهانى ( ره ) نظر بروايتى كه وى راجع بائمه دوازدهگانه نقل كرده او را شيعه ميداند . محدث نورى هم بملاحظه ارتباطى كه زهرى با امام زين العابدين ( ع ) داشته است بعيد ميداند كه او سنى باشد ، ولى ظاهر اينست كه بگفتهء ابن ابى الحديد وى از مخالفين امير المؤمنين ( ع ) بوده . ابو اسحاق شيرازى در طبقات الفقهاء در گذشت او را بسال 124 دانسته . زهرى همان است كه با امام زين العابدين ( ع ) حج كرده و در عرفات از كثرت حاجيان تعجب نمود و حضرت بوى فرمود :
ما اكثر الضجيج و اقلّ الحجيج
. يعنى : چقدر نالهها زياد و حاجىها كم است ! !