تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
فرمود : اى ام هانى چه مسأله خوبى از من پرسيدى ؟ مقصود از اين آيه مولودى است كه در آخر الزمان خواهد آمد و او مهدى اين عترت طاهره است . او راست حيرت و غيبتى كه مردمى بوسيله آن گمراه گردند و گروهى هدايت شوند خوش به حال تو اگر او را درك كنى و خوشا حال كسى كه او را مىبيند . « 1 »
هامش
( 1 ) اين حديث و ترجمه آيه در صفحه 258 گذشت . در آنجا نوشتيم كه اين آيه و روايت نيز مورد دستبرد فرقه بهائى قرار گرفته ، و با تردستى مخصوصى بنفع خود معنى كرده‌اند . ميرزا ابو الفضل گلپايگانى بزرگترين مبلغ بهائى در كتاب « فرائد » اين حديث را جزو ادلهء نقليه براى اثبات اينكه ميرزا على محمد باب شيرازى متولد در سال 1235 هجرى ، همان مهدى موعود است ، دانسته است . در كتاب ( بهائى چه ميگويد ؟ ) جلد اول صفحه 89 در پاسخ گلپايگانى مينويسد : « مقدمتا ميگويم بعضى را عقيده چنين بوده كه مهدى موعود همان عيسى بن مريم ( ع ) است كه قبل از خاتم انبيا به دنيا آمده و سپس غيبت نموده و در آخر الزمان مجددا ظهور كرده و باصلاح جهان قيام مينمايد ( رجوع كنيد بصفحه 309 اين كتاب ) و اينك در مقام جواب استدلال گلپايگانى ميگويم : اما بحسب عقيدهء اهل بها ( ! ) كه پس از گذشتن هزار سال ديگر از زمان حسين على بهاء ، باز هم مظهر امرى از جانب خدا پيدا خواهد شد ، بلكه به همين قسم بعد از آن هم باز ظهورات آخرى الى ما لا نهايه خواهد بود ، پس سنوات تولد سيد باب هم در آخر الزمان نخواهد بود ( ! ) و اما بحسب عقيدهء ما مسلمان‌ها كه محمد بن عبد اللَّه ( ص ) خاتم انبياء است ، بنا بر اين از سنوات پيدايش آن حضرت را به بعد ميتوان آخر الزمان گفت ، و از اين جهت آن حضرت را هم پيغمبر آخر الزمان گفتند . بنا بر اين - حجة - بن الحسن العسكرى هم مولود آخر الزمان خواهد بود و مراد از كلام امام باقر عليه السّلام كه در تفسيربِالْخُنَّسِ الْجَوارِ الْكُنَّسِفرموده ( هذا مولود في آخر الزّمان هو المهدىّ من هذه العترة ) اينست كه معنى و مصداق حقيقى( بِالْخُنَّسِ الْجَوارِ الْكُنَّسِ )مهدى موعود است و او مولود در ازمنهء سابقهء بر خاتم انبياء و از عترت پيشينيان كه قبل از خاتم انبيا در دنيا متولد شده باشد ( مثلا عيسى بن مريم چنان كه بعضى توهم نموده‌اند ) نيست . بلكه او مولود در آخر الزمان ( يعنى ازمنهء نبوت خاتم انبياء ) و مهدى از اين عترت ( يعنى عترت و ذريهء خاتم انبياء - ص ) مىباشد . پس حديث مزبور بر معتقد مسلمانها منطبق ميگردد بلكه چون ( خنوس ) و ( كنوس ) مصدر الخنس و الكنس بر حسب لغت بمعنى پس رفتن و پنهانى و اختفاء است ، و امام باقر ( ع ) نيز در حديث فرموده كه : له حيرة و غيبة ( مردم در طول عمر او متحير ميشوند و از نظرها غائب ميگردد ) از اين جهت انطباق حديث تنها بر معتقد مسلمانها تأييد ميگردد » سپس مؤلف ( بهائى چه ميگويد ) ، توضيح بيشترى ميدهد كه خلاصه آن بدين قرار است : بفاصله يك حديث ، باز در بحار حديث ديگرى ام هانى از حضرت باقر ( ع ) نقل مىكند كه در تفسير اين آيه ( بوى فرمود : يا امّ هانى امام يخنس نفسه حتّى ينقطع عن النّاس علمه سنة ستّين و مأتين ثمّ يبدو كالشّهاب الواقد في اللّيلة الظّلماء . » يعنى : اى ام هانى ! مقصود از الخنس الجوار الكنس ( ستاره‌اى كه حركت نموده و پنهان مىشود ) امامى است كه در سال 260 ( هجرى ) خود را پنهان مىكند تا خبر وى بمردم نرسد ( و ندانند كجاست ) آنگاه مانند ستارهء درخشان در شب تاريك ، ظاهر مىشود . اين دو حديث كه در تفسير اين آيهء شريفه رسيده است با مهدى موعود كه بعقيده شيعه قبل از سال 260 متولد شده و از آن تاريخ از نظر دشمنان و بواسطه مصالح ديگر غائب گرديده است ، كاملا منطبق مىباشد و هيچ گونه تناسبى با پندار بابىها و بهائيها و ازليها ، ندارد !