نظرها غائب گردد و مردم اطلاعى از وى نداشته باشند . و اين در سنه 260 خواهد بود . آنگاه مانند شعلهاى روشن در شب تاريك پديدار گردد ، اگر آن زمان را درك كنى شادمان خواهى بود .
و نيز در غيبت نعمانى از محمد بن اسحاق مانند آن را روايت كرده جز آنكه در اينجا ميگويد : مانند شعلهاى كه در شب تاريك بدرخشد ، ظاهر شود .
نيز غيبت نعمانى از معروف بن خرّبوذ از آن حضرت روايت مىكند كه فرمود :
ستارگان شما مانند ستارگان آسمان است كه چون ستارهاى پنهان شود ، ستارهء ديگرى طالع گردد ، تا موقعى كه با انگشتان دست و اشارهء ابرو بوى نگاه كنيد ( يعنى در صدد گرفتن و كشتن و باشيد ) خداوند او را از نظر شما غائب گرداند سپس اولاد عبد المطلب ( بنى عباس ) بر همه جا استيلاء يابند و هرج و مرج پديد آيد ( و كسى امام خود را نشناسد ) پس چون ستاره براى شما طلوع كند حمد خدا را بجا آوريد .
همچنين در آن كتاب از عبد اللَّه بن عطا نقل كرده كه گفت به حضرت امام محمد باقر عليه السّلام عرضكردم : شيعيان شما در عراق بسيارند به خدا قسم در خاندان شما كسى بپايهء شما نميرسد . پس چرا قيام نمىفرمائيد ؟ « 1 » اين روايت در كتاب غيبت نعمانى نيز نقل شده .
هم در آن كتاب از عبد اللَّه بن عطا روايت نموده كه گفت : به آن حضرت عرضكردم :
راجع بقائم بما اطلاع دهيد فرمود : به خدا قسم من قائم نيستم و كسى كه گردنها بسوى وى افراشته ميداريد ( يعنى منتظر ظهور او هستيد ) و ولادتش بر مردم پوشيده است ، نميباشم . عرضكردم : بكى اشاره فرموديد ؟ فرمود : به آن كس كه پيغمبر خدا بوى اشاره فرمود .
و هم در كتاب مزبور از ابو الجارود روايت نموده كه گفت : شنيدم امام محمد باقر ( ع ) ميفرمود : ما و شما پيوسته به حالت انتظار بسر خواهيم برد تا گاهى كك خداوند براى اين كار كسى را برانگيزد كه ندانيد آفريده شده است يا نه ! نعمانى
هامش
( 1 ) در صفحه 239 گذشت .