تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥

باب هشتم رواياتى كه در بارهء مهدى موعود جهان از حضرت امام حسن و حضرت امام حسين عليهما السّلام رسيده است

شيخ صدوق در كتاب « كمال الدين » از ابو سعيد عقيصاء روايت مىكند كه چون حضرت امام حسن عليه السّلام با معاويه صلح كرد و مردم نزد وى مىآمدند ، عده‌اى حضرتش را از صلح با معاويه سرزنش كردند ، فرمود : واى بر شما ! نميدانيد مقصود من چه بود صلح من با معاويه از آنچه آفتاب بر آن ميتابد و غروب مىكند ، براى شيعيانم بهتر است . نميدانيد كه من امام شما هستم و اطاعت از فرمان من بر شما واجب است ، و بفرموده پيغمبر يكى از دو آقاى اهل بهشت ميباشم ؟ « 1 » گفتند چرا ، ميدانيم فرمود : نميدانيد ، كه چون خضر عليه السّلام كشتى را سوراخ كرد ، و آن كودك را بقتل رسانيد و ديوار را استوار نمود « 2 » باعث خشم موسى بن عمران عليه السّلام شد كه حكمت آن كار بر او پوشيده بود ولى نزد خداوند عمل خضر كارى موافق حكمت و صحيح بود ؟ . نميدانيد ( چنين مقدر شده ) كه هر يك از ما ائمه سازش با سلطان زمانش را به گردن ميگيرد ، جز قائم ما كه عيسى روح اللَّه پشت سر او نماز ميگذارد و خداوند ولادت او را از مردم پوشيده ميدارد ! و خود وى از نظرها پنهان خواهد شد تا چون ظهور كند بيعت هيچ كس در گردن وى نباشد .
هامش
( 1 ) اشاره است بروايت متواتر : انّ الحسن و الحسين سيّدا شباب اهل الجنّة . ( 2 ) اشاره بداستان موسى و خضر و آيات 59 تا 82 سورهء كهف است .