خواسته و رأى صريح شخص « قرّة العين » تغيير كرد . « 1 » سپس بكامرانى و خوشگذرانى پرداختند . ديگر نه منعى و نه مانعى در كار نيست . از نظر دين جديد چه مانعى دارد يك زن متعلق به چند مرد باشد ؟ ! مگر چيزى از او كم مىشود ، اگر دين اسلام حرام ميداند دين جديد بابى و بهائى كه مانعى نمىبيند ؟ ! خوش مزه اينجاست كه در همان كتاب در پايان اين قضيه صريحا مينويسد :
« آنها كه طاقت نياورده و رفته بودند ، سبب فساد شدند و جمعى از مسلمين بر حضرات ( يعنى قرّة العين و هوا خواهانش ) تاخته ايشان را مضروب و اموالشان را منهوب كرده « آنها را از آن حدود متوارى كردند ! ! اين بود تاريخچه دين جديد بابى و بهائى كه ميگويد : دين قائم موعود شيعه است ! و ميخواهد اسلام دين منطق و عقل و ريشهدار جهانى را كه دنياى متمدّن در برابر احكام متين و خرد پسندش سر فرود آورده ، ملغى و با اين سوابق درخشان ! و احكام و آيات مشعشع ! كه نمونه آنها گذشت جهان را بصلاح و رستگارى و عدالت ، و حكومت جهانى سوق دهد !
ذات نايافته از هستى بخش * كى تواند كه شود هستى بخش
آنچه موجب پيدايش بهائيگرى و بقاء و تقويت آنها شده است
علل پيدايش و پيشرفت اين حزب سياسى كه رنگ دين و مذهب به خود گرفته امورى است كه از جمله اين چند چيز است :
1 - عدم توجه علماى شيعه بفتنه باب و بهاء و سهل گرفتن كار آنها بدليل « الباطِلُ يَمُوت بِتَرك ذِكرِه » !
هامش
( 1 ) جالب اينجاست كه نويسنده كتاب « الكواكب الدرّيه » مرحوم عبد الحسين آيتى كه بيست سال بعنوان بزرگترين مبلغ اهل بهاء در شرق و غرب تبليغ ميكرد ، و عباس افندى لقب آواره كوى دوست به او داده بود ، از حزب بهائى برگشت و با نوشتن كشف الحيل آبروى اهل بها را بباد داد . آيا اين دليل بر حقانيت دين جديد نيست ؟ !