تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
ابن اثير نيز طى حوادث سال 249 هجرى مينويسد : جنگى ميان مسلمين به سركردگى عمر بن عبد اللَّه اقطع و جعفر بن على صائفه با قواى روم كه شخص قيصر نيز در آن جنگ شركت داشت روى داد . اگر مادر بزرگوار امام زمان در سال 248 خود را در ميان اشراف روم انداخته و اسير شده باشد ، مصادف با سيزدهمين سال توقف حضرت هادى در سامره و شانزده سالگى حضرت امام عسكرى عليه السّلام بوده است . در صفحه 198 همين كتاب ميخوانيد كه امام هادى نرجس را بخواهرش حكيمه خاتون سپرد تا احكام دينى را بوى بياموزد ، و قهرا سالى چند هم آن بانوى گرامى در خانه عمه آن حضرت بود تا آنكه وسيله زفاف آنها فراهم و اين وصلت با ميمنت انجام گرفت ، و موجب پيدايش بزرگترين راز آفرينش شد ! پروفسور « هانرى كربن » استاد فرانسوى دانشگاه تهران در كتابچه‌اى كه بفرانسوى بنام « امام منتظر » نوشته ، و با مطالعات عميق خود در تاريخ و فلسفه اسلام و شيعه ، مطالب ارجدارى راجع به حضرت ولى عصر در آن رساله آورده است ، و قسمتى از آن در چند شماره روزنامهء آذربايجان سال 1338 و شمارهء اول سال ششم مجلهء دانشكدهء ادبيات چاپ و منتشر شده است ، نيز مينويسند : « هنگامى كه امام حسن عسكرى عليه السّلام در عنفوان شباب بود و رشد و كمال سِنّى مينمود ، يك شاهزاده خانم از اهالى « بيزانس » موسوم به نرگس و يا نرجس خاتون او را در عالم رؤيا ديد . اين بانوى معظمه در عالم خواب از جانب حضرت فاطمة الزهراء يعنى مادر ائمه اطهار بدين اسلام تشرف يافت و اين كيش معنويت را پذيرفت . يعنى مذهبى را قبول كرد ، كه روزى بين عموم افراد در جهانى نوين و در زير فلكى نوين ، صلح و صفا برقرار خواهد نمود . نرجس خاتون در عالم رؤيا امام جوان را زيارت مينمايد ، تا نامزدى را كه قسمت و نصيب او شده بود بشناسد . . . در اين موقع حضرت مسيح عليه السّلام ( دختر خود )