تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
يكى چگونگى نجات و خلاصى نقطه اولى ( ميرزا على محمد باب كه در قلعه ماكو زندانى بود ) و ديگر در تكاليف دينيه و اينكه آيا فروعات اسلاميه تغيير خواهد كرد يا نه ! ! » تا آنجا كه ميگويد : اكثر تكاليف مبهم و امور درهم بود ، بعضى امر جديد را امرى مستقيم ، و شرعى مستقل ميشناختند و بعضى ديگر آن را تابع شرع اسلام در جزئى و كلى ميدانستند و حتى تغيير در مسائل فروعيه را نيز جايز نميشمردند و بسيارى از مسائل واقع ميشد كه تباين و تخالف كلى در انظار پيدا ميشد و غالبا قرة - العين را حكم كرده جوابى كتبى يا شفاهى از او گرفته قانع ميشدند . . » تا آنجا كه ميگويد : « سپس در موضوع احكام فروعيه سخن رفت بعضى را عقيده اين بود كه هر ظهور لاحق اعظم از سابق است و هر خلفى اكبر از سلف و بر اين قياس نقطه اولى ( يعنى سيد باب كه آن موقع در زندان بود ) اعظم است از انبياء سلف و مختار است در تغيير احكام فروعيه . بعضى ديگر معتقد شدند كه در شريعت اسلاميه تصرف جايز نيست و حضرت باب مروج و مصلح آن خواهد بود ، و قرة العين از قسم اول بوده اصرار داشت كه بايد بعموم اخطار شود و همه بفهمند كه قائم داراى شارعيت است ، و حتى شروع شود به بعضى تصرفات و تغييرات از قبيل افطار صوم رمضان و امثالها » تا آنجا كه صريحا ميگويد طى يك زد و بندى بالاخره قرة العين پرده را بالا زد و تغيير اسلام و ظهور دين جديد را اعلام كرد ، ولى همهمه و دمدمه فرو ننشست و حتى بعضى از آن سرزمين رخت بر بستند و چنان رفتند كه ديگر بر نگشتند » . در دشت پر نزهت و خوش آب و هواى بدشت كه با بيان قرة العين را چون شمع انجمن در ميان گرفته بودند و مانند گوى غلطان از اين دست به آن دست ميدادند ، و از مشاهدهء آن دلبر هر جايى هوش از سر و دل از دست همه رفته بود ، بدون حضور خود امام زمان كه بيچاره در زندان و از همه جا بىخبر بود ، با اصرار و ابرام و هوا و هوس قرّة العين طنّاز و سكوت احباب در برابر آن شيرين زبان ، احكام اسلام را تغيير داده ، آزادى مطلق و دين جديد بابى ( و قهرا بعد از آن بهائى ) بوسيلهء
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 171 | العلامة المجلسي / على دوانى