كه قائم موعودش آمده و رفته و ظهور ثانى و روح اللَّه و قيام « حسينى » هم سپرى شده ، عباس افندى و شوقى هم آمدند و سوارى گرفتند ، هنوز به اندازه يكى از احزاب دنيا پيشرفت نكرده ، ولى او به اين دلخوش كرده است كه اين صد سال دورهء سختى و ناراحتى بوده ، و ظهور امر اللَّه و غلبه بر عالم در صد سال بعد از اين خواهد بود ! !
از همه بدبختتر خفّاش بود * كو عدوى آفتاب فاش بود
امر جديد ، كتاب جديد ، سلطان جديد
اكنون كه پى بارزش باب و بهاء و دعوى آنها برديد ، بد نيست بدانيد كه يكى از اساسىترين حرفهاى آنها ، مضامين بعضى روايات است كه در آن از كتاب جديد ، و امر جديد ، و قضاء جديد كه بر عرب شديد و دشوار است نام برده شده ، و باب و بهاء آن را تطبيق بدعوى خود و كتاب و احكام خود نمودهاند ! با اينكه در تمام آن همه روايات اگر صدر و ذيل آنها ديده شود ، و چند تاى آنها را كنار هم بگذارند معنى كاملا روشن و حتى نيازى بشرح و بيان ندارد .
زيرا امام زمان در هنگام ظهور ، قرآن را به همان كيفيّت كه حضرت امير عليه السّلام جمع آورى و مرتّب نموده بود مىآورد ، كه به نظر مردم ، مخصوصا طايفهء عرب كه اكثرا سنيّان متعصّب ميباشند ، شديد و دشوار است كه قرآن را خلاف نظم و ترتيب كنونى كه متعلّق به عثمان است ، بيابند ، و از در دشمنى با وى در مىآيند .
مهدى عليه السّلام خيمهها در مسجد كوفه نصب نموده مردم را به ياد گرفتن قرآن با تأويل و تفسير آن امر مىكند . حكم و قضاى او هم مانند داود پيغمبر است ، كه بدون شاهد ، مجرم را از غير مجرم تشخيص ميدهد ، و حكم را جارى ميسازد . امر جديد هم جز اين نيست كه اسلام را بعد از اندراس و غربت كه بر اثر غلبهء اهل باطل و تقويت كفر و تعطيل احكام آن فراموش شده است ، زنده ميگرداند چنان كه در دعاى ندبه است :
« ايْنَ الْمُدَّخَرَ لِتَجْدِيدِ الْفَرائِضِ وَ السُننِ »
سلطان جديد هم قدرت قاهرهء اوست كه از زمان پيغمبر تا آن روز چنان سلطنتى در آل محمد ديده نشده است ! مهدى عليه السّلام با اجراى دستورات اسلامى ، و تعليم قرآن جمعآورىشدهء على عليه السّلام