تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1282

مساهمون:

ص١٢٨٢
سيد احمد واحدى شيرازى از فضلاى جوان حوزه علميه قم

دولت حق و عدالت

گرچه نوروز در آغاز بهار * در طبيعت بدمد جان دگر ليك دانم كه ز دل رنج و شكنج * نتواند بزدايد يكسر * * * اجتماعى كه شد از ظلم خزان * كى شود زنده دل از باد بهار بايد از عدل همى جان گيرد * تا كه از علم شود سنگين بار * * * روزگارى پى تاراج عقول * نغمه‌ها غرب همى كرد به پا كه دگر نوع بشر در عالم * كامياب است زهر صلح و صفا ! * * * هم نگهبان حقوق بشر است سازمان ملل و منشورش * باز ديديم كه دفع اشرار از ضعيفان ، نبود مقدورش * * * * گر بشر تشنه اصلاحات است بايد از چشمهء قرآن جويد * ور بود طالب آزادى و صلح بايد اول ره يزدان پويد * * * * دولت حق و عدالت بيقين در خور مهدى موعود بود * صلح و آزادى خالى ز مجاز هم از آن خسرو مسعود بود * * * * وه چه خوش مژده خدا داد بما كه زمين را سر و سامان آيد * ديو نادانى و فقر از گيتى بگريزد چه سليمان آيد * دوستان منتظر و چشم به راه كه نمايان شود آن مصلح كل * بحقيقت بود آن روز بهار كه شود زنده ره و رسم رسل