گر حديثى نبود ز آن در دندان بميان * از چه رو ناطقهام معدن درّ يمن است
* * * اى نسيم سحرى اين شب روشن چه شبست * مگر امشب مه من شمع دل انجمن است
چه شبست اين شب فيروز دل افروز چه روز * مگر امشب شب اشراق دل آرام من است
مشرق شمس ابد مطلع انوار ازل * صاحب العصر ابو الوقت امام زمن است
يوسف مصر حقيقت كه دو صد يوسف حسن * نتوان گفت كه آن در ثمين را ثمن است
آنكه در كشور ايجاد مليك است و مطاع * و اندر اقليم بقا مقتدر و مؤتمن است
كلك لطفش زده بر لوح عدم نقش وجود * دست قهرش شرر خرمن دهر كهن است
دل والاگهرش مخزن اسرا إله * ديدهء حق نگرش ناظر سرو علن است
حجّت قاطعه و قامع الحاد و ضلال * رحمت واسعه و كاشف كرب و محن است
حاوى علم و يقين ، حامى دين و آئين * ما حى زيغ و زلل محيى فرض و سنن است
جامع شمل پس از تفرقهء اهل وفاق * باسط عدل پس از آنكه زمين پر فتن است
* * * اى سليمان زمان پادشه عرش مكان * خاتم ملك تو تا كى به كف اهرمن است
اى هماى ملاء قدس و حمام جبروت * تا بكى روضهء دين مسكن زاغ و زغن است
اى رخت قبلهء توحيد و درت كوى اميد * تا بكى كعبه دلها همه بيت الوثن است
دل به دريا زده از شوق جمالت الياس * خضر از عشق تو سرگشتهء ربع و دمن است
كعبهء درگه تو قبلهء ارواح و عقول * خاك پاك ره تو سجده گه مرد و زن است
اى ز روى تو عيان جنت ارباب جنان * بىتو فردوس برين بر همه بيت الحزن است
اى شه ملك قدم يكقدم از مكمن غيب * وى مسيحا ز تو همدم ، دم باز آمدن است
اى كه در ظل لواى تو كند گردون جاى * نوبت رايت اسلام برافراشتن است
اى ز شمشير تو از بيم ، دل دهر دو نيم * گاه خونخواهى شاهنشه خونين كفن است
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1266
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٢٦٦