مينگريستى تو نيز متوجه برخى از آنچه من از آن نامه فهميدم ميشدى ! خداوند بىشريك و پرورش دهنده موجودات را بر نيكى كه در بارهء ما نموده و فضيلتى كه بما داده است ، سپاسگزارم كه هميشه حق را كامل ميگرداند ، و باطل را از ميان ميبرد ، او بر آنچه من اكنون ميگويم گواه است و در روز قيامت كه جاى ترديد نيست ، وقتى در پيشگاه ذات الهى اجتماع نموديم و از آنچه ما در بارهء آن اختلاف داريم سؤال كرد ، گواهى بصدق گفتار من خواهد داد .
آنچه ميخواهم بگويم اينست كه خداوند صاحب اين نامه را ( يعنى جعفر كذاب ) نه كسى كه نامه به او نوشته و نه بر تو و نه بر هيچ يك از مخلوق امام مفترض الطاعه قرار نداده و اطاعت و پيمان او را بر هيچ كس لازم ندانسته است . من عنقريب پيمانى را براى شما روشن ميگردانم كه بخواست خدا بدان اكتفا كنيد .
اى احمد بن اسحاق ! خدا تو را رحمت كند ، خداوند بندگانش را بيهوده نيافريده ، و سرنوشت آنها را مهمل نگذاشته است ، بلكه آنها را با قدرت كاملهء خود آفريده و به آنها چشم و گوش و دل و فكر عطا فرمود . آنگاه پيغمبران را به منظور بشارت بعدل خداوند و ترساندن آنها از نافرمانى الهى بسوى آنان فرستاد ، تا آنها را باطاعت او وادارند و از معصيتش نهى كنند ، و آنچه را آنها از امر خداوند و دينشان نميدانند به آنها بفهمانند .
سپس بواسطه فضل و دلائل آشكار و براهين روشن و علائم غالبه كتابهائى بر آنها نازل فرمود و فرشتگان را بسوى آنها فرستاد ، تا آنها ميان خدا و پيغمبران واسطه و فرمانبر باشند .
يكى را خليل و دوست خود گرفت و آتش را بر وى گلستان كرد ، و ديگرى را مخاطب خود ساخت و با وى سخن گفت و عصايش را اژدهاى آشكارى گردانيد ، و ديگرى باذن پروردگار مرده را زنده كرد و هم باجازهء او افراد لال و پيس را شفا داد .
ديگرى را منطق الطير موهبت كرد و سلطنت بر همه چيز داد . آنگاه محمّد
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1259
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٢٥٩