هستند ؟ وقتى اين مردم برانگيخته شدند ، همين خدايان دشمن آنها خواهند بود و عبادت آنها را انكار ميكنند ! » اى احمد بن اسحاق ! خداوند توفيقات تو را افزون كند آنچه را كه گفتم از اين زورگو ( جعفر كذاب ) بپرس و او را بدين گونه امتحان كن و يك آيهء قرآن را از وى بپرس كه تفسير كند ، و يا از يك نماز واجبى سؤال كن تا حدود آن و واجبات آن را بيان نمايد ، و به خوبى پى بارزش او ببرى و نقص وى بر تو آشكار گردد . حساب او با خداست . خداوند حق را براى اهلش حفظ كند و در جاى خود قرار دهد . بعلاوه خداوند جز در حسن و حسين عليهما السّلام ، امامت را در هيچ دو برادرى قرار نداده است ! هر گاه خداوند بما اجازه دهد كه سخن بگوئيم آن وقت حق آشكار و باطل از ميان ميرود ، و ترديد نيز بر طرف مىشود . من شايق الطاف ، خداوند و مرحمت او هستم و حسبنا اللَّه و نعم الوكيل و صلّى اللَّه على محمّد و آل محمّد .
توقيع براى خضر بن محمّد
و نيز در « خرايج » راوندى از احمد بن ابى روح روايت كرده كه گفت : ابو الحسن خضر بن محمّد اموالى به من داد كه به بغداد بياورم بناحيهء مقدسهء امام زمان عليه السّلام برسانم ، و دستور داد كه آن را بمحمّد بن عثمان تسليم كنم ، و گفت كه از ناحيهء مقدسه براى شفاى وى از بيمارى كه بدان مبتلا بود التماس دعا نمايم ( و يك مسأله فقهى هم پرسيده بود ) . من به بغداد آمدم و نزد محمّد بن عثمان رفتم ، ولى او از گرفتن آن مال امتناع ورزيد ؛ و گفت برو بنزد ابو جعفر محمّد بن احمد كه حضرت بوى امر فرموده آن را از تو بگيرد ، و جواب سؤالى كه داشته هم صادر شده است ! چون بنزد ابو جعفر محمّد بن احمد رفتم و مال را به او سپردم ؛ توقيعى بيرون آورد و به من داد كه نوشته بود : بسم اللَّه الرحمن الرحيم . خواهش كردهاى براى بهبودى تو دعا كنيم . خداوند تو را شفا داد ، و آفتها را از تو دور كرد ، و ناخوشى كه بواسطه حرارت