شديم . من از نابينائى بعد روشنى و از ضلالت بعد از هدايت و از عواقب سوء اعمال و فتنههاى خطرناك پناه به خدا ميبرم خداوند عز و جل ميفرمايد :
أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ
يعنى : آيا مردم گمان كردند ما آنها را به مجرد اينكه گفتند : ايمان آورديم ، رها ميكنيم ، و ديگر امتحان نخواهند داد ؟ ! چگونه اين مردم در فتنه افتاده و در حيرت و سرگردانى قدم ميزنند و از چپ و راست . ميروند آيا از دين خود كناره گرفتهاند يا دچار شك و ترديد گشتهاند ، يا با حق و حقيقت دشمنى ورزيده يا جهالت را پيشه خود ساختهاند ؟
آيا اخبار و روايات صحيحه در اين باره به آنها نرسيده ، يا اينكه از اين موضوع اطلاع دارند ولى آن را بدست فراموشى سپردهاند ؟ نميدانند كه خداوند زمين را از حجّت ظاهريا غائب خالى نميگذارد ، و اطلاع ندارند كه امامان بعد از پيغمبرشان يكى پس از ديگرى آمدند ، تا آنكه بر حسب تقدير و ارادهء الهى نوبت به پدر بزرگوارم حسن بن على ( امام حسن عسكرى ) رسيده و او بجاى پدران خود نشست و مردم را به حق و راه راست راهنمائى كرد ، و نورى آشكار و ماهى تابان بود تا آنكه خداوند او را بجوار رحمت خود دعوت كرد و او هم بر طريقهء پدران خود رحلت نمود و درست مانند هر يك از آنان در زمان خودشان ، اسرار امامت را بجانشين خود كه حامل اسرار الهى است سپرد ، و بدين گونه وظيفه خود را بپايان رسانيد و در گذشت ؟ ! و بعد از او هم خداوند مكان جانشين او را با مشيت و اراده نافذ خود مخفى ساخت . اگر خداوند اجازه ميداد كه ظاهر شوم و اين ممنوعيت را كه از حكم او گذشته است ، از من بر طرف مينمود ، من حق را بطور آشكار و در بهترين شكل و روشنترين دلالت و واضحترين علامت نشان ميدادم ، و خود را در ميان مردم ظاهر ميساختم ، و حجّت خدا قيام ميكرد ، ولى مقدرات الهى مغلوب نميگردد ، و ارادهاش بهم نميخورد ، و توفيقش از حد خود تجاوز نميكند .