و نيز در غيبت نعمانى از بشير نبال نقل مىكند كه گفت : به حضرت امام محمد باقر عليه السّلام عرضكردم : مخالفين ما ميگويند : وقتى مهدى قيام مىكند بدون اينكه يك قطره خون بريزد امور سلطنت براى او فراهم مىشود . فرمود : نه ! اين طور نيست بخدائى كه جان من در دست اوست اگر بدون خونريزى امكان داشت اين كار براى پيغمبر روى ميداد و ديگر دندانش نمىشكست و روى مباركش مجروح نمىگشت به خدا قسم تا ما و شما شدائد و صدمات بسيار نبينيم و خونها ريخته نشود دولت او قوام نمىگيرد . در اين وقت حضرت با دست اشاره به پيشانى مباركش فرمود « 1 »
هامش
( 1 ) ابو الفضل گلپايگانى در فرائد در ذيل حديث ابو حمزه ثمالى ، دست و پاى زيادى نموده كه موضوع قيام مهدى موعود شيعه را با سيف و شمشير و جنگ ؛ طورى تأويل كند و مطلب را به جائى ببرد ؛ كه ذهن اغنام اللَّه را مشوب سازد و ديگر از وى و جانشينان باب نپرسند : پس اين همه وعده كه دادهاند امام زمان با سيف و شمشير قيام مىكند چه شد ؟ چرا سيد باب شمشيرى بدست نگرفت و جنگى نكرد ؟
وى مينويسد : « گمان نرود كه مراد سيف معهود نزد خلق است ، بل مقصود سيف كلام الهى و حجت الهيه و وحى سماوى است . . . » ! ! ميگوئيم : اولا آنقدر موضوع قيام بسيف با صراحت در روايات شيعه نقل شده كه تأويل گلپايگانى با صد من سريشم هم نمىچسبد و هيچ عاقلى آن همه روايات را به سيف بيان ؛ و شمشير تبليغ تأويل نميكند ، و آن شدت و صلابت را به اين سبكى و سادگى معاوضه نمىنمايد . ثانيا بايد ديد سيف كلام اهل بهاء چقدر برنده بوده است و تاكنون چه كرده است ؟ بعد از صد و بيست سال چقدر جلو رفته و چقدر برندگى داشته است ؟ آيا هزار يك تبليغات كمونيستها و نازيها و صد يك فعاليت احزاب مترقى امروز اروپا و امريكا ؛ اثر داشته و پيرو پيدا كرده است ؟ !