تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1124

مساهمون:

ص١١٢٤
همچنين در غيبت نعمانى است كه زراره گفت : به حضرت امام محمد باقر عليه السّلام عرضكردم : نام بنده‌اى از نيكان را براى من ذكر كن و منظورم قائم بود فرمود : نام او نام من است ، گفتم : آيا او هم بروش ملايم پيغمبر سلوك مىكند ؟ فرمود : نه ! نه ! اى زراره بروش پيغمبر رفتار نميكند ، پيغمبر در ميان امت خود با ملايمت رفتار كرد و ميخواست بدان وسيله دلهاى مردم را با هم پيوند دهد ، ولى روش قائم جنگ است و در كتابى كه با اوست « 1 » نيز چنين مأمور شده كه با جنگ كار را از پيش ببرد ، و در آن روز توبه كسى را نمىپذيرد . واى بر كسى كه با وى دشمنى كند . همچنين در غيبت نعمانى از حسن بن هارون روايت مىكند كه گفت : من در خدمت حضرت صادق نشسته بودم . معلى بن خنيس از آن حضرت پرسيد آيا هنگامى كه قائم ظهور كرد بر خلاف روش على عليه السّلام حكومت مىكند ؟ فرمود : آرى و آن بدين گونه است كه على عليه السّلام با منت گذاشتن بر اسيران و مردم و گذشت از آنها عمل مينمود . زيرا كه ميدانست بعد از وى سلاطين جور بر شيعيانش تسلط پيدا ميكنند . ولى قائم با مردم ( بيدين ) ميجنگد و آنها را اسير مىكند زيرا او ميداند كه بعد از وى به هيچ وجه شيعيان مورد غلبه دشمن قرار نميگيرند ( و خطرى متوجه آنها نيست ) در تهذيب شيخ طوسى اين روايت بسند ديگر هم آمده است . هم در آن كتاب از علاء بن محمد روايت مىكند كه گفت : اگر مردم ميدانستند قائم هنگام ظهورش ( از بسيارى كشتن مردم ) چه مىكند ، بيشتر آنها دوست داشتند كه او را نميديدند ، او نخست به كار قريش ميپردازد . جز شمشير چيزى از آنها نميگيرد ،
هامش
( 1 ) گفتيم اين كتاب همان صحيفه مهر كرده است ، كه دستور خاص حكومت آن حضرت است ، و از طرف پيغمبر و امير مؤمنان بوى رسيده است .