زوجته
مرد از زن خود اطاعت كند « 1 » و بهمسايهاش آزار رساند و پيوند خويشى خود را قطع كند .
رحم بزرگان از ميان برود ، و حياى كوچكتران كم شود ،
و شيّدوا البنيان
ساختمانها را محكم سازند « 2 » و بنوكر و كلفت ستم كنند ، و از روى هواى نفس شهادت دهند ، و بظلم حكم كنند و مرد پدرش را لعنت نمايد ، و ببرادرش حسد ورزد و شركاء در معاملات خود خيانت كنند و وفا كم شود و زنا شيوع يابد و مردان خود را با لباس زنان بيارايند و روسرى حيا از سر زنها برداشته شود ! و خودفروشى در دلها راه يابد ، مانند زهر كه در بدنها رخنه مىكند .
كارهاى خوب كم شود ، و گناهان آشكار گردد ، و واجبات الهى از نظر بيافتد و با گرفتن مال ، صاحبان مال را ستايش كنند ، و ثروت را در راه خوانندگى صرف نمايند ، و سرگرم دنيا گردند ، و از توجه بآخرت بازمانند ، تقوى كم و طمع زياد شود ، و هرج و مرج پديد آيد ، مؤمنين خوار و اهل نفاق عزيز گردند ، مساجد آنها با اذان گفتن آباد و دلهاى آنها از ايمان خالى باشد ، قرآن را سبك شمارند ، و شخص با ايمان هر گونه خوارى از آنها ببيند .
در آن اوقات مىبينى كه صورت آنها صورت آدمى ولى دلهاشان دلهاى شياطين است .
سخنان آنها از عسل شيرينتر و دلهاشان از حنظل تلختر است ، آنها گرگانى هستند كه لباس آدمى پوشيدهاند ، در آن موقع روزى نيست كه خداوند به آنها نفرمايد : آيا از رحمت من مغرور شدهايد ؟ يا بر من جرأت پيدا كردهايد ؟
أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ
« 3 » يعنى آيا گمان كرديد كه شما را بيهوده آفريدهايم و بسوى ما بازگشت نميكنيد ؟ بعزت و جلال خودم سوگند اگر بخاطر آنها كه از روى اخلاص مرا عبادت ميكنند نبود ، باندازهء يك چشم بهمزدن به كسانى كه نافرمانى من ميكنند مهلت نميدادم .
هامش
( 1 ) لازم بتوضيح نيست !
( 2 ) لازم بتوضيح نيست !
( 3 ) سورهء مؤمنون آيه 115 .