ميدهند و حاكم هم حكم مىكند كه اموال به آنها برسد - مؤلف ) .
چون آن فساق ارثيه را بدين گونه از حكام بچنگ آوردند ، حكام آنها را به حال خود ميگذارند كه با آن مال هر چه ميخواهند بكنند .
هر گاه ديدى كه روى منبرها بمردم دستور تقوى و پارسائى ميدهند ولى خود گوينده بگفته خود عمل نميكند ، و ديدى كه اوقات نماز را سبك ميشمارند و ديدى كه شخص وجوه بريه را بوسيله ديگرى صرف مىكند و بخاطر خدا نميدهد و بواسطهء درخواست مردم ميدهند ، و ديدى كه همت مردم شكم و عورت آنهاست و از خوردن حرام يا ارتكاب عمل حرام باك ندارند ، و ديدى كه دنيا به آنها روى آورده ، و خلاصه هر گاه ديدى كه اعلام حق كهنه شده خود را نگاهدار و نجات از اين مهالك را از خداوند بخواه و بدان كه مردم با اين نافرمانيها مستحق عذابند . اگر عذاب بر آنها فرود آمد و تو در ميان آنها بودى ، بايد بشتابى بسوى رحمت حق تا از كيفرى كه آنها بواسطهء سرپيچى از فرمان خدا مىبينند بيرون بيائى ، و بدان كه خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نميگرداند و
إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ
.
خبر جابر بن عبد اللَّه انصارى و اوضاع عمومى آخر الزمان از زبان پيغمبر ( ص )
در كتاب جامع الاخبار « 1 » از جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت مىكند كه گفت :
هامش
( 1 ) كتاب جامع الاخبار از كتب مشهور و نفيس اخبار ماست . مؤلف در فصل اول مقدمهء جلد يكم بحار الانوار مىنويسد : كسانى كه جامع الاخبار را تأليف شيخ صدوق مىدانند اشتباه نمودهاند زيرا مؤلف اين كتاب خود با پنج واسطه از شيخ صدوق روايت مىكند ( صفحه 10 ) بعضى گمان كردهاند تأليف مؤلف « مكارم الاخلاق » است و احتمال هم دارد كه تأليف على بن سعد خياط باشد ، زيرا شيخ منتجب الدين در فهرست مىنويسد : فقيه صالح ابو الحسن على بن ابى سعد بن ابى الفرج خياط ؛ عالم پرهيزكار واعظ ، او راست كتاب « الجامع في الاخبار » و نيز از بعضى موارد آن كتاب معلوم مىشود كه نام مؤلف آن محمد بن محمد شعيرى است ( صفحه 123 ) و در مورد ديگر ( صفحه 10 ) وى بيك واسطه از شيخ جعفر بن محمد دوريستى روايت مىكند ( مقدمه علامه مفضال آقاى حاج شيخ آقا بزرگ تهرانى بر جامع الاخبار )