تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1050

مساهمون:

ص١٠٥٠
چيست ؟ راوى گفت : حضرت نامه‌ها را به زمين زد ، و فرمود : اف ! اف ! من امام اينها نيستم . آيا آنها نميدانند كه تا سفيانى كشته نشود خلافت بما نميرسد ؟ ! در كفاية الاثر بسندهاى پيش كه در باب روايات وارده در امامت دوازده امام مذكور شد ، از جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت كرده كه پيغمبر ( ص ) فرمود : مهدى اين امت از ماست ؛ در وقتى كه دنيا هرج و مرج شود ، و آشوبها ظاهر گردد ، و راه‌ها بسته شود و مردم يك ديگر را غارت كنند . بطورى كه نه بزرگ بر كوچك رحم كند و نه كوچك احترام بزرگ را نگاهدارد . در آن موقع خداوند مهدى ما را كه نهمين ( امام ) از نسل حسين است ميفرستد تا دژهاى گمراهى و دلهاى مهر شده را بگشايد ، يقوم الدّين في آخر الزّمان كما قمت به في اوّل الزّمان او در آخر الزمان دين را پايدار مىكند ، چنان كه من در اول زمان آن اساس آن را پايدار ساختم « 1 » و زمين را پر از عدل و داد مىكند .

خبر علقمة بن قيس از امير المؤمنين ( ع )

و هم در كفاية الاثر با اسناد سابق در همان باب از علقمة بن قيس نقل مىكند كه گفت : امير المؤمنين عليه السّلام در منبر مسجد كوفه خطبه « لؤلؤ » را براى ما خواند و از جمله در آخر آن فرمود : آگاه باشيد ! من به زودى از ميان شما ميروم و بعالم غيب رهسپار ميگردم شما منتظر فتنهء امويان و سلطنت كسروى « 2 » و از ميان بردن چيزى كه خداوند آن را زنده نمود ، و زنده كردن چيزى كه خداوند آن را از ميان برد ( بدعت و بيدينى ) باشيد .
هامش
( 1 ) اين موضوع با صراحت مىرساند كه امام زمان دين اسلام را پايدار نموده و آن را رونق ميدهد چون الف و لام « الدين » عهد است و معهود هم دين مقدس اسلام است . ( 2 ) عرب بپادشاهان ايران « كسرى » ميگفتند در اينجا مقصود معاويه و خلفاى بعد از اوست كه خلافت اسلامى را به صورت سلطنت شاهان ايرانى با تجمل هر چه بيشتر درآوردند .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1050 | العلامة المجلسي / على دوانى