اگر بواسطه تقواى پرهيزكاران بندگانم نبود ، يك قطره باران از آسمان فرود نمىفرستادم ، و يك برگ سبز از زمين نمىرويانيدم ، شگفتا ! از مردمى كه اموالشان را خدا ميدانند . و آرزوهاشان طولانى و عمرشان كوتاه است ! در عين حال چشم دارند كه در جوار رحمت حق منزل كنند ، در صورتى كه جز با عمل به آن نميرسند ، و عمل هم بدون عقل كامل نميشود ! نيز در كافى از ابو الجارود از امام محمد باقر عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود :
آن كس كه انتظار او را ميكشيد نخواهيد ديد ، مگر موقعى كه همچون بزهاى مردنى باشيد كه از بس ترسيده و از زندگى خود نااميد گشته است ، باك ندارد كه قصاب دست روى او بگذارد و چاقى و لاغرى او را بيازمايد ! آن موقع عزتى نداريد كه از آن راه ترقى كنيد و تكيه گاهى نداريد كه به او تكيه نمائيد .
نيز در آن كتاب از عبد اللَّه بن سليمان از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكند كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : زمانى بر مردم مىآيد كه زناكار بناز و نعمت برسد ، و فرومايه مقرب مىشود و مرد با انصاف ضعيف ميگردد . عرضكردم : يا امير المؤمنين ! اين در چه وقت است
فقال اذا تسلّطن النّساء و سلّطن الاماء و امّر الصّبيان
فرمود :
بهنگامى كه زنان و كنيزان بر امور مردم مسلط گردند و بچهها بحكومت برسند ! « 1 » و هم در آن كتاب از على بن سويد روايت مىكند كه وقتى حضرت موسى كاظم عليه السّلام در زندان بود نامهاى نوشت و مسائلى چند از حضرت پرسيد و از جمله حضرت در ميان جوابهاى او مرقوم فرمود : هر وقت يك عرب زشتروى بيابانى را در ميان لشكر جرارى ديدى منتظر آزادى خود و ساير مؤمنين و شيعيان باش ، و هنگامى كه آفتاب گرفت به آسمان نگاه كن و ببين خداوند با اهل ايمان چه مىكند ، من با اين بيان مطالب سربسته را براى تو تفسير كردم . و صلى اللَّه على محمد و آله الاخيار .
همچنين در كافى از معلى بن خنيس روايت كرده كه گفت : در موقع ظاهر شدن و پيش از قيام بنى عباس ، عبد السلام بن نعيم و سدير و ديگران نامههائى براى حضرت صادق ( ع ) نوشتند كه : ما قدرت داريم شما را بخلافت برسانيم ، نظر حضرتت
هامش
( 1 ) درود بر روح پر فتوح مولاى متقيان با اين اخبار غيبى معجز نظام خود كه از 14 قرن پيش عصر پرآشوب و خندهآور ما را مينگريسته است و از قبولات آن خبر داده است .