تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1027

مساهمون:

ص١٠٢٧
نيرومندى خواهند داشت . ولى در طول سلطنت خود كار نيكى انجام نميدهند . حكومت آنها براى مردم طاقت فرسا است و آسايشى در آن ديده نميشود ، افراد دور را به خود نزديك و نزديكان را از خود دور ميكنند . هنگامى كه از انتقام الهى و كيفر او غافل ماندند ، ناگهان با يك صيحه چنان دمار از روزگار آنها برآورند كه يكنفر نماند آنها را صدا زند ، و جمعيتى باقى نخواهد ماند كه بدور آنها جمع شوند ؛ چنان كه خداوند در قرآن به آنها مثل زده و فرموده است :
حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ
. . . آنگاه محمد حنفيه سوگند ياد كرد كه اين آيه در باره آنها ( بنى مرداس ) نازل شده است ، من عرضكردم : قربانت شوم ! با اين فرمايش خودتان امر عظيمى را در بارهء آنها به من اطلاع داديد ؛ آنها كى نابود ميشوند ؟ فرمود : واى بر تو اى محمد ! آنچه خداوند ميداند ، پيش بينى كسانى را كه وقت اين گونه وقايع را تعيين مىكنند برهم مىزند . موسى بن عمران بقوم خود وعده داد كه بعد از سى شب نزد آنها برگردد ولى در علم خداوند گذشته بود كه ده شب بايد بر آن افزوده شود و آن را بموسى اطلاع نداد ، چون قوم ديدند سى شب گذشت و موسى برنگشت ، وعده او را دروغ پنداشتند و كافر شدند و در غياب او گوساله پرست گشتند . يونس هم بقومش اعلان كرد كه عذاب بر آنها فرود مىآيد ولى در علم خداوند چنين گذشته بود كه گناهكاران را مورد عفو قرار دهد و ميدانى كه بالاخره چه شد « 1 »
هامش
( 1 ) يونس پيغمبر قوم را نفرين كرد و خود از ميان قوم بيرون رفت . قوم گناهكار چون آثار عذاب را ديدند ، توبه كردند و خداوند توبه آنها را پذيرفت و عذاب را از آنها بر طرف ساخت ؛ و يونس را به آنها بازگردانيد . اين معنى نيز ، موضوع « بداء » را از نظر شيعه به خوبى بيان مىكند زيرا چنان كه در پاورقى صفحه 889 گفتيم ، ممكن است كارى به نظر ما مخلوق به دو صورت تحقق پذيرد ؛ در حالى كه در علم خداوند چنين نبوده است مثلا موضوع ميعاد موسى با خدا يا نزول عذاب بر قوم يونس كه يكى اول سى شب از طرف موسى اعلام شد بعد چهل شب شد ، و ديگرى عذابى كه يونس وعده داده بود بر طرف گرديد ، هر كدام مصلحتى داشته و امتحانى بوده است .