تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1024

مساهمون:

ص١٠٢٤
و هر جا يكى از ظالمين آل محمد باشد ، او را مىسوزاند و اين پيش از آمدن قائم است . اين روايت از جابر جعفى از امام پنجم نيز در آن كتاب مذكور است . و نيز در غيبت نعمانى از ابو خالد كابلى از امام محمد باقر عليه السّلام روايت مينمايد كه فرمود : گويا مردمى را مىبينم كه در شرق براى طلب نمودن حق ( خلافت ) قيام كرده‌اند ولى اين حق را به آنها نمىدهند . باز آنها قيام مىكنند ولى بان نمى - رسند وقتى كه چنين ديدند شمشيرهاى خود را حمايل مىكنند و آنگاه آنچه را كه مىخواهند به آنها مىدهند ولى آنها نمىپذيرند تا آنكه كارشان سامان پيدا كند ، اما باز اين حق ( دولت جهانى آل محمد ) را به آنها نميدهند جز به صاحب شما ، مقتولين آنها از جمله شهيدانند ، آگاه باشيد ! اگر من آن روز را درك ميكردم خود را براى صاحب الامر ذخيره ميكردم . مؤلف : دور نيست كه مضمون اين روايت اشاره بدولت ، صفويه « شيدها اللَّه » باشد ، و اتصال آن بقيام قائم باشد « 1 » نيز در كتاب مذكور از معروف بن خربوذ روايت مىكند كه گفت : هر وقت ما به خدمت حضرت باقر عليه السّلام ميرسيديم ميفرمود : خراسان ! خراسان ! سيستان ! سيستان ! مثل اينكه با اين كلام بما مژده مىداد ! و هم در آن كتاب از ابو الجارود نقل كرده كه گفت : از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود : هر وقت بيعت آن بچه آشكار گشت ، هر صاحب شوكتى ( بطمع خلافت ) با شوكت خود سربلند مىكند .
هامش
( 1 ) اين همان قيامهائى است كه نزديك بظهور امام زمان ؛ جمعى از خراسان و عراق بكوفه مىآيند و كشته ميشوند تا اينكه امام زمان بدنبال آن آشكار شده ؛ و سرانجام بر بيداد - گران غلبه يافته پرچم حكومت جهانى و دولت عالمگير محمدى ( ص ) را در سراسر گيتى باهتزاز در مىآورد .