تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠

دو گروه با شمشير جنگ كردند . مردى از قبيله ازد از لشكر عايشه بر حكيم بن جبله تاخت و شمشيرى بر پايش زد و آن را قطع كرد و آن مرد ازدى هم از اسب خود فرو افتاد ، حكيم همچنان كه بر يك پاى زانو بر زمين زده بود پاى بريده خود را بر آن مرد كوبيد و او را بر زمين افكند و خود را به او رساند و او را كشت و همچنان از خشم بر او تكيه زد تا خودش هم مرد . در همان حال كسى از كنارش گذشت و گفت : چه كسى با تو چنين كرد گفت : همين كس كه متكاى من است و چون نگريست آن مرد ازدى را زير او ديد . حكيم شجاعى نام آور بود . گويد : همراه حكيم سه برادرش و همه كسانى كه همراهش بودند كه سيصد مرد از قبيله عبد القيس و اندكى از ايشان از قبيله بكر بن وائل بودند كشته شدند . چون بصره پس از كشته شدن حكيم و يارانش و بيرون كردن عثمان بن حنيف براى طلحه و زبير خالى و صاف شد آن دو براى اينكه كداميك امام جماعت باشند اختلاف پيدا كردند و هر يك مى خواست خودش امام جماعت باشد و بيم آن داشت كه اگر پشت سر ديگرى نماز بگزارد دليل بر تسليم شدن نسبت به او و رضايت به تقدم او باشد . عايشه ميان آن دو را چنين اصلاح كرد كه مقرر داشت يك روز عبد الله بن زبير با مردم نماز بگزارد و يك روز محمد بن طلحه . ابو مخنف مى گويد : طلحه و زبير به بيت المال بصره در آمدند و چون اموال فراوانى را كه در آن بود ديدند زبير اين آيه را خواند « خداوند غنيمتهاى بسيارى به شما وعده داده است كه خواهيد گرفت ، اينك اين غنيمت را با شتاب براى شما آورد » . سپس گفت : ما به اين اموال از مردم سزاوارتريم و همه آن اموال را گرفتند و چون على عليه السلام پيروز شد همه آن اموال را به بيت المال برگرداند و ميان مسلمانان تقسيم كرد . ما در مباحث گذشته چگونگى جنگ جمل و كشته شدن زبير را در حالى كه از بيم يا به قصد توبه از جنگ مى گريخت آورده‌ايم و ما مى گوييم به قصد توبه بوده است . همچنين چگونگى كشته شدن طلحه و چيره شدن على عليه السلام بر

هامش
( 1 ) سوره فتح ، آيه 20 .
( 2 ) لطفا براى اطلاع بيشتر در اين مورد به نبرد جمل ، ص 173 مراجعه شود . م