تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
را روا دانستند وقايع بسيار ديگرى ميان ايشان و پادشاهان روم كه خاندان قليچ - ارسلان بودند صورت گرفت . مغولان در سرزمينهاى آنان پيشروى نمى كردند بلكه گاهى بر آن شبيخون مى زدند و هر چه بدست مى آوردند با خود مى بردند . پادشاهان مناطق فارس و كرمان و مكران و تيز همگان فرمان و طاعت ايشان را پذيرفتند و خراج براى آنان فرستادند و در مناطق فارسى زبان هيچ منطقه‌يى نماند مگر اينكه شمشير مغولان يا حكم و فرمان ايشان حاكم بود . آنان مردم بيشتر شهرها را كشتند و شمشير ميان ايشان از هر نكوهشى پيش گرفت و ديگران هم بر خلاف ميل خود و با حقارت و كوچكى ، پرداخت خراج ، اطاعت از ايشان را پذيرفتند و چنگيزخان به ماوراء النهر برگشت و همانجا در گذشت . پس از چنگيز پسرش قاآن جانشين او شد . او جرماغون را همچنان بر حكومت آذربايجان گماشت و هيچ جاى فتح ناشده‌اى ، غير از اصفهان ، براى مغولان باقى نماند . آنان در فاصله سالهاى ششصد و بيست و هفت تا ششصد و سى و سه چند بار كنار اصفهان فرود آمدند و هر بار مردمش با آنان جنگ كردند و از هر دو گروه بسيارى كشته شدند ولى مغولان به خواستهء خود نرسيدند . سرانجام مردم اصفهان كه دو مذهب شافعى و حنفى داشتند و ميان آنان همواره جنگ و ستيز و تعصب وجود داشت اختلاف پيدا كردند ، گروهى از شافعيان اصفهان به ديگر شافعيانى كه در همسايگى اصفهان بودند پيوستند و به برخى از سران لشكر مغول گفتند : شما آهنگ اين شهر كنيد تا ما آن را به شما تسليم كنيم . اين سخن و پيشنهاد براى قاآن پسر چنگيز نقل شد كه پس از مرگ پدرش پادشاهى به راى و تدبير او بسته بود . او لشكرهايى از شهر استوار و نوسازى كه ساخته بودند و قراحرم نام نهاده بودند گسيل داشت كه از رود جيحون گذشتند و آهنگ باختر كردند . گروهى نيز به صورت نيروهاى امدادى از كسانى كه جرماغون فرستاده بود به ايشان پيوستند و آنان به سال ششصد و سى سه حدود اصفهان فرود آمدند و آن را محاصره كردند ، ميان شهر شمشيرهاى حنفيان و شافعيان با يكديگر درافتادند آن چنان كه گروهى بسيار كشته شدند .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 197 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى