تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
سخت از چنگ آنان بيرون كشيدند . مغولان پس از آن به نيشابور رفتند و همان كار را كه در مرو انجام داده بودند - از كشتار و درماندگى - نسبت به مردم نيشابور انجام دادند . سپس به طوس رفتند مردم طوس را كشتند و شهر را تاراج كردند و مرقد على بن موسى الرضا عليه السلام و رشيد يعنى هارون پسر مهدى را ويران ساختند ، سپس به هرات رفتند ، نخست شهر را محاصره كردند و سپس به آنان امان دادند و چون دروازه‌ها را گشودند گروهى را كشتند و بر ديگران شحنه‌يى گماردند و همين كه مغولان دور شدند مردم هرات بر آن شحنه شورش كردند و او را كشتند ، لشكرى از مغولان برگشتند و آنان را از دم شمشير گذراندند و همه را كشتند . آنان سپس به طالقان برگشتند كه چنگيزخان پادشاه بزرگ و سالارشان ، آنجا بود . چنگيز گروهى از مغولان را كه سران و بزرگان يارانش در آن بودند به خوارزم گسيل داشت ، در آن هنگام خوارزم پايتخت خوارزمشاه بود و گروهى بسيار از خوارزميان و لشكرهاى ايشان آنجا بودند ، مردم عادى شهر هم معروف به شجاعت و دليرى بودند ، مغولان حركت كردند و به خوارزم رسيدند و دو گروه روياروى شدند و سخت ترين جنگى كه شنيده شده است صورت گرفت ، مسلمانان ناچار به شهر پناه بردند و مغولان پنج ماه ايشان را در محاصره داشتند مغولان به چنگيز پيام فرستادند و از او مدد خواستند و او لشكرى از لشكرهاى خود را گسيل داشت كه چون رسيدندند مغولان قوى شدند و حمله‌هاى پيوسته و پياپى انجام دادند و گوشه‌يى از بارو را تصرف و به داخل شهر نفوذ كردند . مسلمانان درون شهر با مغولان به جنگ و ستيز پرداختند ولى ياراى ايستادگى نداشتند ، مغولان شهر را متصرف شدند و هر كس را كه در آن بود كشتند . چون از اين كار آسوده شدند و آنچه خواستند تاراج و كشتار كردند سدى را كه از ورود آب به خوارزم جلوگيرى مى كرد شكستند و آب جيحون به شهر سرازير شد و همه شهر را غرق كرد و ساختمانها همه ويران شد و آنجا دريايى باقى ماند و بديهى است كه يك تن هم از مردم خوارزم به سلامت نماند ، در ديگر شهرها گروهى اندك از مردم به سلامت مى ماندند ولى در خوارزم هر كس برابر شمشير ايستاد كشته شد و هر كس پنهان شده بود غرق شد يا زير آوار ماند و خوارزم
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 195 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى