تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
آن را گرفتند به شهر بيلقان حمله بردند و با مردمش جنگيدند و چنان ميان ايشان شمشير نهادند كه همگان را نابود كردند . سپس به شهر گنجه كه مهمترين شهر ناحيه اران است حمله كردند ، مردم آنجا به سبب مقاومت در برابر گرجيان و تجربه‌اى كه در جنگ داشتند بسيار دلير و چابك بودند ، مغولان كه ياراى پيروزى بر آنان نداشتند پيام دادند و مال و جامه طلب كردند و مردم گنجه براى ايشان فرستادند و مغولان از آنجا آهنگ گرجستان كردند . گرجى ها با آنكه آماده شده بودند ولى همين كه با مغولان روياروى شدند گريختند و شمشير مغول ايشان را فرو گرفت و جز گروهى اندك به سلامت نماندند ، شهرهاى آنان ويران و تاراج شد مغولان در سرزمين گرجستان پيشروى نكردند چرا كه تنگه‌هاى كوهستانى آن بسيار بود ، آنان آهنگ « دربند شروان » كردند ، شهر شماخى را محاصره كردند و با نردبام ها خود را بر باروى شهر رساندند و پس از جنگى بسيار سخت شهر را تصرف كردند و بسيارى را در آن كشتند . چون شماخى را تصرف كردند خواستند از دربند بگذرند ولى بر آن كار اقدام نكردند به شروان شاه پيام فرستادند كه كسانى را براى گفتگو دربارهء صلح بفرستد . او ده تن از افراد مورد اعتماد خويش را پيش مغولان فرستاد ، مغولان آنان را جمع كردند يكى از ايشان را در حضور ديگران كشتند و به نه تن ديگر گفتند : اگر راهى به ما نشان دهيد كه از دربند بگذريم براى شما امان خواهد بود و گرنه شما را همان گونه كه دوستتان را كشتيم خواهيم كشت . آنان گفتند : در اين « دربند » راهى نيست ولى جايى را به شما نشان مى دهيم كه آسان ترين جا براى گذر كردن اسب و سواركار است . آنان پيشاپيش مغولان حركت كردند و از دربند گذشتند و آن را پشت سر نهادند مغولان در آن سرزمينها حركت كردند كه آكنده از قبايل مختلف از جمله « لان » و « لكر » و اصناف ديگر تركان بود . مغولان آنجا را تاراج كردند و بسيارى از ساكنان منطقه را كشتند و سپس به [ جايگاه ] قبيله لان برگشتند كه گروهى بسيار بودند و چون خبر مغول به ايشان رسيده بود آماده و جمع شده بودند و گروههايى از قپچاق هم به آنان پيوسته بودند . مغولان و ايشان با يكديگر جنگ كردند و هيچيك بر ديگرى پيروز نشد ، در اين هنگام مغولان به افراد قبيله قپچاق پيام دادند كه شما برادران ماييد و ما از يك نژاديم و حال آنكه لان از نژاد شما نيستند كه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 192 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى