تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣

چند از سرداران بزرگ ايشان همراه آن دو هستند . ابو احمد غلامان خود را به جستجوى ايشان فرستاد و دستور داد بر آن دو سخت بگيرند ، همين كه غلامان آن دو را محاصره كردند دانستند پناهگاهى ندارند و تسليم شدند ، غلامان بر آن دو دست يافتند و آن دو و همراهان ايشان را پيش موفق آوردند . او گروهى از ايشان را كشت و فرمان داد مهلبى و انكلانى را در بند و زنجير كشيدند و مردان را بر آن دو گماشت . ابو جعفر طبرى مى گويد : در همين روز - شنبه دو شب گذشته از صفر - ابو احمد از كرانه رودخانه ابو الخصيب برگشت و سر سالار زنگيان را بر نيزه‌يى نصب كرده و در بلمى نهاده بودند كه از ميان رود مى گذشت و مردم از دو سوى رودخانه بر آن مى نگريستند تا آنكه به دجله رسيد . ابو احمد در حالى كه سر سالار زنگيان را پيشاپيش او مى بردند از دجله برآمد و در همان حال سليمان بن جامع و همدانى را در دو بلم زنده به ميخ كشيده بودند و بر دو جانب ابو احمد مى بردند و ابو احمد با اين حال كنار قصر خود در موفقيه رسيد . اين روايت ابو جعفر طبرى است و بيشتر مردم هم بر همين عقيده‌اند . مسعودى در كتاب مروج الذهب مى گويد : سالار زنگيان زخمى شد ولى در حالى كه زنده بود او را پيش ابو احمد بردند ، ابو احمد او را به پسر خود ابو العباس سپرد و دستور داد او را شكنجه كند . او را بر روى آتش به سيخ كشيدند و چندان گرداندند كه پوستش سوخت و تركيد و هلاك شد . روايت نخست صحيح تر است ، كسى را كه بر سيخ كشيدند قرطاس بود و او همان كسى است كه به ابو احمد تير زده بود . اين موضوع را تنوخى در كتاب نشوار المحاضره آورده است كه چون ابو احمد تير خورد و براى اينكه زخمش بهبود يابد جنگ را به تأخير انداخت ، زنگيان فرياد مى زدند : او را نمك سود كنيد ، نمك سود ، يعنى او مرده است و او را پوشيده مى داريد و اينك او را نمك سود كنيد همچون گوشت كه نمك سود مى كنند . گويد : قرطاس رومى كه به ابو احمد موفق تير زده بود ضمن جنگ [ به

هامش
( 1 ) ج 4 ، ص 195 .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 173 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى