تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
گذراندند و به تكين خبر رسيد كه آن شراب و باده در ايشان اثر كرده است ، و صحيح آن است كه او هم از غارت و تعقيب ايشان تا ورودشان به سرزمين نعمانيه كار بيشترى انجام نداد و همه مردم همين گونه روايت كرده‌اند . ابو جعفر طبرى مى گويد : على بن ابان مهلبى و انكلانى پسر سالار زنگيان و كسانى كه همراه آن دو اسير شده بودند در بند و زنجير به بغداد منتقل و بدست محمد بن عبد الله بن طاهر سپرده شدند و يكى از غلامان موفق كه نامش فتح سعيدى بود بر ايشان گماشته شد و آنان تا ماه شوال سال دويست و هفتاد و دو بر همان حال بودند . در اين هنگام زنگيان در واسط قيامى كردند و فرياد برآوردند كه « انكلانى پيروز است » ، موفق هم در آن هنگام در واسط بود و به محمد بن عبد الله بن طاهر و فتح سعيدى نوشت كه سرهاى زنگيانى را كه در اسارت آن دو هستند پيش او بفرستند . فتح سعيدى پيش زندانيان رفت و شروع به بيرون آوردن يك يك آنان كرد و كنار چاهى كه ميان خانه بود سرشان را مى بريد ، همانگونه كه سر گوسپند را مى برند . اسيران پنج تن بودند : انكلانى پسر سالار زنگيان ، على بن ابان مهلبى ، سليمان بن جامع ، ابراهيم بن جعفر همدانى و نادر اسود . فتح سعيدى سرچاه را باز كرد و اجساد آنان را در چاه افكند و دهانهء آن را استوار كرد و سرهاى ايشان را نزد موفق فرستاد و او آنها را در واسط بر نيزه نصب كرد و قيام زنگيان متوقف و منجر به نااميدى شد . پس از آن موفق درباره پيكر آنان به محمد بن عبد الله بن طاهر نوشت تا آنان را كنار پل به دار بكشند ، آن اجساد را كه متورم و بدبو شده بود و پوستهايشان از گوشت جدا شده بود بيرون آوردند ، دو پيكر را بر كنار پل شرقى و سه پيكر را كنار پل غربى بردار كشيدند و اين به روز بيست و سوم شوال آن سال بود . محمد بن - عبد الله بن طاهر كه امير بغداد بود خود سوار شد و ايستاد تا در حضورش آنان را به دار كشيدند . شاعران در وقايع زنگيان اشعار بسيارى سروده‌اند : همچون بحترى و ابن - رومى و ديگران و هر كس خواستار آن باشد بايد آن را در جايگاهش بدست آورد . على ( ع ) در همين خطبه ضمن بيان اوصاف تركان مى فرمايد : « كانى اراهم قوما كان وجوههم المجان المطرقه . . . » ( گويى هم اكنون ايشان را مى بينم كه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 176 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى