تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
در گرفت ، تيرى به سوى ابو العباس انداخته شد كه به او اصابت كرد ، نيزه‌يى هم به شكم بهبود خورد و آن را يكى از غلامان از داخل بلمى از بلمهاى ابو العباس به سوى او انداخت . بهبود در آب افتاد يارانش او را در ربودند و سوار كردند و به سوى لشكرگاه سالار زنگيان برگشتند ، آنان در حالى كه او مرده بود به لشكرگاه خويش رسيدند . مصيبت و اندوه سالار زنگيان و دوستانش گران آمد و بر او سخت بيتابى كردند ، مرگ بهبود بر ابو احمد پوشيده ماند تا آنكه يكى از قايقرانان زنگى از او امان خواست و اين خبر را به او داد كه شاد شد و فرمان داد غلامى را كه بر بهبود نيزه زده است فرا خواندند و به او مال و جامه و حمايل داد و بر مقررى او افزود و به همه كسانى كه در آن بلم بوده‌اند نيز خلعت و مال بخشيده شد . ابو العباس هم مدتى به معالجه زخم خود سرگرم بود تا بهبودى يافت . ابو احمد همچنان در شهر خويش كه موفقيه نام داشت باقى ماند و از جنگ و درگيرى با زنگيان خوددارى مى كرد ، او فقط آنان را در محاصره مى داشت ، رودخانه‌ها را بسته بود و هر كس را كه در جستجوى آذوقه و خواروبار بيرون مى آمد مى گرفت و منتظر بهبود يافتن پسرش بود . اين كار ماه‌هاى بسيار طول كشيد و سال دويست و شصت و هشت به پايان رسيد . اسحاق بن كنداجيق از بصره و نواحى آن منتقل گرديد و به حكومت موصل و جزيره و ديار ربيعه و ديار مضر گماشته شد . سال دويست و شصت و نه فرا رسيد و ابو احمد همچنان زنگيان را در محاصره داشت و چون بر ابو العباس و وضع مزاجى او ايمنى پيدا كرد و توانست حال عادى خود را باز يابد ، دوباره به جنگ سالار زنگيان بازگشت . ابو جعفر گويد : همين كه بهبود هلاك شد سالار زنگيان به اموال بسيار و فراوان او طمع بست و براى او مسلم شد كه بهبود دويست هزار دينار طلا و همان اندازه گوهرهاى آراسته باقى گذاشته است . با همه چاره‌سازى ها به جستجوى آن مال برآمد ، نزديكان و وراث و ياران بهبود را زندانى كرد و آنان را تازيانه زد و چند خانه او را درهم ريخت و پاره‌يى از ساختمانهاى او را ويران كرد به اين اميد كه گنجينه نهفته‌اى پيدا كند ، ولى چيزى نيافت ، اين كار سالار زنگيان يكى از عواملى بود كه دل يارانش را بر او تباه و آنان را وادار به گريز از او كرد و از