تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
دادند و آنها را وادار به گريز كردند و سپس در شهر به تعقيب آنان پرداختند و در كوچه‌ها و گذرهاى شهر و پستى و بلندى آن پراكنده شدند و به جايى دور تر از آنجا كه در هجوم قبلى رسيده بودند رفتند كه ناگاه زنگيان به جنگ با آنان برگشتند و با برآوردن فريادهايى افرادى كه در كمينگاهها بودند و سپاهيان ابو احمد از آن آگاه نبودند ، بيرون ريختند . در اثر اين كار سپاهيان ابو احمد سرگردان و گروهى بسيار از آنان كشته شدند و زنگيان اسلحه و غنيمت بسيارى از آنان گرفتند ، سى مرد ديلمى از سپاهيان ابو احمد شروع به دفاع و حمايت از ياران خود كردند تا آنكه گروهى توانستند خلاصى يابند و خود را به كشتيها دراندازند و آن ديلميان همگى كشته شدند و آنچه در اين روز بر سر مردم آمد بر ايشان سخت گران بود . ابو احمد به شهر خود ، موفقيه ، برگشت . سرداران خود را جمع كرد و ايشان را در مورد مخالفت با فرمان خويش به سختى نكوهش كرد كه چرا راى و چاره - انديشى او را تباه كرده‌اند و آنان را به سخت ترين شكنجه‌ها تهديد كرد كه اگر بار ديگر چنان كنند آنچنان خواهد كرد ، آن گاه فرمان داد كشته شدگان را بشمارند ، و چون نامهاى آنان را پيش او آوردند فرمان داد مقررى و آنچه به آنان پرداخت مى شده است به فرزندان و همسران ايشان پرداخت شود و اين كار بسيار ستوده آمد و موجب افزونى حسن نيت ياران ابو احمد شد كه ديدند هر كس در فرمانبردارى از او كشته شود بازماندگانش مورد حمايت و مراقبت قرار مى گيرند . ابو جعفر طبرى مى گويد : پس از آن ابو احمد شروع به قطع خواروبار از همه جهاتى كرد كه به شهر سالار زنگيان مى رسيد ، از همه نواحى مقدار زيادى ماهى به شهر سالار زنگيان مى رسيد كه از آن كار جلوگيرى شد ، كسانى كه ماهى مى آوردند كشته شدند و راهها بسته شد و همه راههايى را كه به آنجا مى رسيد مسدود كردند . محاصره براى زنگيان بسيار زيانبخش بود ، بدنهاشان ناتوان شد و مدت محاصره به درازا كشيد و چنان شد كه چون از اسيرى كه از آنان به اسارت گرفته مى شد يا كسى كه امان خواسته بود و به او امان داده شده بود مى پرسيدند : چه مدت است كه نان نخورده‌اى مى گفت يك يا دو سال همه كسانى كه در شهر سالار زنگيان مقيم بودند نيازمند چاره‌سازى براى روزى خود شدند و آنان بر كرانه و ميان جويهايى كه از لشكرگاه آنان دور بود در جستجوى روزى برآمدند و بدين گونه گروه بسيارى از ايشان اسير مى شدند و اصحاب ابو احمد روزانه با اسيران معاشرت و
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 155 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى