تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
عبور از دجله باقى نبود و بدين گونه زنگيان به جان ايشان درافتادند و همه را كشتند و فقط تنى چند توانستند بگريزند و خود را به موفقيه رساندند و اندوه و بيتابى ابو احمد و يارانش در اين مصيبت شدت يافت . چون زنگيان توانستند بر آنان دست يابند و در اين كار اهتمام ورزيدند ابو احمد انديشه خود را مورد بررسى قرار داد و دانست كه فرود آمدن و لشكرگاه ساختن او در كرانه باخترى و اقامت در همسايگى شهر سالار زنگيان اشتباه و خطا بوده است و از حيله سازيهاى او در امان نخواهد بود و ممكن است فرصتى پيدا كند و به لشكرگاه درافتد يا شبيخون زند و راههايى براى نيرومند شدن خود بيابد كه آنجا زمين ناهموار و داراى بيشه‌زارهاى بسيار بود و راههاى آن دشوار مى نمود ، وانگهى زنگيان در پيمودن اين راههاى ناهموار و سخت از ياران ابو احمد تواناتر بودند و در هر حال براى آنان به مراتب آسانتر بود . ابو احمد از انديشهء خود كه فرو آمدن در كرانه باخترى دجله بود منصرف شد و همت و قصد خود را در ويران كردن ديوار شهر سالار زنگيان متمركز كرد و به فكر توسعه و گشايش راههاى جديد نفوذى افتاد كه يارانش بتوانند وارد آن شهر شوند ، و فرماندهان سپاه خود را بدين منظور آماده مى ساخت . سالار زنگيان هم فرماندهان سپاه خود را براى جلوگيرى از اين كار فرا خواند و كار به درازا كشيد و روزگار سپرى مى شد . چون ابو احمد اجتماع زنگيان و همكارى آنان را در جلوگيرى از خراب كردن ديوار ديد ، تصميم استوار گرفت كه خود ، شخصا آن كار را انجام دهد و آنجا حاضر شود تا بدين وسيله انگيزه‌اى براى كوشش بيشتر ياران خود باشد و مايهء افزونى همت ايشان گردد . ابو احمد شخصا در آن كار حاضر شد و جنگ در گرفت و كار بر هر دو گروه دشوار شد و شمار زخميان و كشتگان از هر دو گروه فزونى گرفت . ابو احمد روزهاى بسيارى را همانجا مقيم گشت و هر بامداد و شامگاه با زنگيان جنگ مى كرد و هيچ كدام يك روز هم سستى نمى كردند . كارى كه ياران ابو احمد قصد داشتند انجام دهند دشوار شد و حمايت زنگيان از شهر خودشان بالا گرفت . سالار زنگيان نيز خود عهده‌دار جنگ شد و گزيدگان يارانش و دليران ايشان همراهش بودند و كسانى كه تا پاى جان در خدمت او و در كنارش بودند