فلاخنها و با دستهاى خود آنان را سنگباران مى كردند و با انواع كمانهاى دستى و پايى تير اندازى مى كردند و از انواع آلات و ابزار تيراندازى بهره مى بردند .
با اين وجود سپاهيان ابو احمد صبر كردند و سرانجام توانستند از رودخانه بگذرند و خود را كنار بارو برسانند ولى كارگرانى كه براى ويران كردن ديوارها آماده شده بودند هنوز به آنان نرسيده بودند . ناچار غلامان با سلاحهايى كه همراه داشتند شروع به خراب كردن ديوار كردند و خداوند متعال آن را آسان قرار داد و آنان براى خود راه بالا رفتن از آن ديوار را هموا كردند ، برخى از نردبانها كه براى اين كار آماده شده بود رسيد ، آنان از آن گوشه ديوار بالا رفتند و پرچمى را كه بر آن « الموفق باللهّ » نوشته شده بود برافراشتند . در اين هنگام زنگيان بر آنان حمله آوردند و سخت ترين جنگ صورت گرفت و ثابت از سرداران معرف ابو احمد كه سياه پوست بود ، كشته شد . تيرى به شكمش خورد و مرد . او از سرداران بزرگ ابو احمد بود . سپاهيان ابو احمد هر منجنيق و عراده كه بر آن ركن بود آتش زدند .
ابو العباس هم با سپاهيان خود آهنگ بخش ديگرى كرد تا از راه رودخانه معروف منكى وارد شهر شود . على بن ابان همراه گروهى از زنگيان راه را بر او بست و ابو العباس بر على چيره شد و او را شكست داد و گروهى از يارانش را كشت و على بن ابان مهلبى گريزان برگشت و ابو العباس كنار رودخانه منكى رسيد و چنين مى انديشيد كه راه ورود به شهر از آنجا آسان است . او كنار خندق رسيد و آن را پهن و ژرف يافت ، ياران خود را تشويق كرد از آنجا بگذرند كه گذشتند .
پيادگان هم با شنا عبور كردند و خود را كنار ديوار رساندند و در آن رخنهاى ايجاد كردند و آن را چندان فراخ كردند كه توانستند وارد شوند و وارد شهر شدند .
سليمان بن جامع كه براى دفاع از آن نقطه مى آمد با آنان روياروى شد كه با او جنگ كردند و او را عقب راندند و كنار رود ابن سمعان رسيدند و آن نهرى بود كه داخل شهر كشانده بودند ، خانهيى هم كه به خانه ابن سمعان معروف بود در دست آنان قرار گرفت كه هر چه در آن بود آتش زدند و آن را ويران ساختند .
زنگيان كنار رود ابن سمعان مدتى طولانى درنگ كردند و به سختى دفاع نمودند . يكى از غلامان ابو احمد موفق بر على بن ابان حمله برد ، على از او گريخت و غلام توانست كمربند و لنگ او را بچسبد ، على كمربند و لنگ خود را باز كرد و براى غلام افكند و پس از اينكه مشرف به هلاك شده بود توانست خود را نجات
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٥٢