تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
تسليم او شده بودند . او خراج مى گرفت و اموالى بيرون از شمار به دست آورد . سليمان بن جامع و سليمان بن موسى شعرانى همراه احمد بن مهدى جبايى در واسط و شهرهاى تابع آن بودند و آن منطقه را به تصرف خويش آورده بودند و شهرهاى استوار ساخته و دارايى و حاصل كشاورزى و خراج آن را مى گرفتند و كارگران و كارگزاران و سرهنگان خود را در آن منطقه مرتب ساخته بودند و به آنان مقررى مى پرداختند . چون سال دويست و شصت و هفت هجرى فرا رسيد و خطر زنگيان جدى شد و بيم آن بود كه پادشاهى عباسيان از ميان برود و منقرض شوند ، بدين سبب ابو احمد موفق ، كه همان طلحه پسر متوكل است ، چاره‌اى نديد مگر اينكه شخصا آهنگ آنان كند و اين كار بزرگ را با رأى و چاره انديشى خويش سامان دهد و خود در آوردگاههاى حضور يابد . او پسر خويش ابو العباس را به عنوان مقدمه و فرمانده پيشتازان گسيل داشت . ابو احمد سوار شد و به « بستان هادى » در بغداد آمد و ياران و سپاهيان ابو العباس را سان ديد و اين در ماه ربيع الاخر همين سال بود ، شمار آنان ده هزار مرد سواره و پياده بود كه در بهترين صورت و كامل ترين ساز و برگ بودند . بلمها و زورقها و پلهاى پيش ساخته متحرك براى عبور پيادگان همراهشان بود و همه چيز محكم و استوار ساخته شده بود . ابو العباس از بستان هادى حركت كرد و ابو احمد براى بدرقه او سوار شد و تا هنگامى كه در دهكده بزرگ كه نامش فرك بود فرود آمد او را بدرقه مى كرد و از آنجا برگشت ، ابو العباس چند روزى در فرك ماند تا يارانش به او بپيوندند و شمار ايشان كامل شود . سپس به مداين رفت چند روزى آنجا ماند ، آن گاه به دير عاقول كوچ كرد آنجا نامه‌يى از نصير كه معروف به ابو حمزه و از سرداران بزرگ ابو العباس و فرمانده بلمها و زورقها بود رسيد . ابو العباس او را به عنوان پيشاهنگ پيشتازان از راه دجله گسيل داشته بود ، نصير براى ابو العباس نوشته بود كه سليمان بن جامع همين كه از آمدن ابو العباس آگاه شده است با سواران و پيادگان و كشتى هاى خود حركت كرده و جبائى را به فرماندهى مقدمه خود گماشته است و اينك در جزيره‌اى كه نزديك « بردودا » و چهار فرسخ بالاتر از واسط قرار دارد فرود آمده‌اند و سليمان بن موسى شعرانى هم با لشكريان خود به رودخانه ابان رسيده است هم لشكر زمينى دارد و هم لشكر دريايى . گويد : چون ابو العباس اين نامه را خواند
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 124 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى