اسير كردند و خانههاى آنان را آتش زدند .
ابو جعفر مى گويد سالار زنگيان پس از هزيمت ابو الساج لشكريان خود را به ناحيه بطيحه و حوانيت و دشت ميشان گسيل داشت و چنين بود كه واسط در جنگ ميان ابو احمد و يعقوب ليث كه در دير عاقول صورت گرفته بود از نظاميان خالى شده بود و زنگيان به آن طمع بسته بودند و سليمان بن جامع را همراه لشكرى از زنگيان براى تصرف واسط فرستادند . سالار زنگيان لشكر ديگرى را به فرماندهى احمد بن مهدى با زورقهايى كه تير اندازان سپاهش در آنها نشسته بودند از پى سليمان گسيل داشت و آنها را كنار رود « نهر المرأة » فرستاد ، لشكر ديگرى هم به سرپرستى سليمان بن موسى روانه كرد و فرمان داد كنار رودى كه به رود يهودى معروف بود مستقر شود . ميان اين لشكرها و لشكرهاى خليفه كه در اين سرزمينهاى باقى مانده بودند جنگهاى سختى درگرفت كه گاه به سود اين گروه و گاه به سود آن گروه بود ، زنگيان سرانجام توانستند بطيحه و حوانيت را متصرف و به واسط مشرف شوند . در آن هنگام محمد مولد از سوى خليفه حاكم آن شهر بود - ميان محمد مولد و سليمان بن جامع جنگهاى بسيارى اتفاق افتاده است كه بر شمردن و شرح همه آنها سخن را به درازا مى كشاند - وضع چنين بود تا آنكه سالار زنگيان با فرستادن لشكرى كه شمارش يكهزار و پانصد تن و به سرپرستى خليل بن ابان برادر على بن ابان مهلبى بود او را يارى داد . ابو عبد الله زنجى هم كه معروف به مذوب و يكى از سرداران مشهور زنگيان بود همراه ايشان بود .
در نتيجه سليمان بن جامع نيرومند شد و با محمد مولد درافتاد و او را شكست داد و در ذى حجه سال دويست و شصت و چهار همراه سياهان و فرماندهان وارد واسط شد و مردمى بسيار از اهالى واسط را كشت و شهر را غارت كرد و بازارها و خانهها را آتش زد و بسيارى از خانهها را هم ويران ساخت . يكى از سرهنگان به نام اذكنجوز بخارى كه از سوى محمد بن - مولد مأمور دفاع از واسط بود استقامت كرد و آن روز را تا هنگام عصر دفاع و پايدارى كرد و سپس كشته شد . كسانى كه در لشكر سليمان بن جامع فرماندهى سواران را بر عهده داشتند خليل بن ابان و عبد الله مذوب بودند . احمد بن مهدى جبائى فرماندهء زورقها و مهريار زنجى فرمانده بلمها بودند ، سليمان بن موسى شعرانى و دو برادرش فرماندهى ميمنه و ميسره سپاه را بر عهده داشتند ، سليمان بن -
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 122
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٢٢