تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
نشست ، طاشتمر براى عبد الرحمان نوشت كه على از مقابل او گريخته است . عبد الرحمان با لشكر خويش آمد و خود را به عمود رساند و آنجا مقيم شد و يارانش را براى جنگ آماده ساخت و بلمهاى خود را مهيا كرد و طاشتمر را به فرماندهى آنان گماشت ، او خود را به دهانه رودخانه سده رساند و با على بن ابان جنگ سختى كرد كه على شكست خورد و ده بلم از او به غنيمت گرفته شد ، على گريزان و ترسان نزد سالار زنگيان برگشت . عبد الرحمان هم حركت كرد و در بيابان لشكرگاه ساخت ، عبد الرحمان بن مفلح و ابراهيم بن سيما به نوبت به لشكرگاه صاحب زنج حمله مى كردند و با او در مى افتادند و كسانى را كه آنجا بودند به وحشت مى انداختند . اسحاق بن كنداجيق هم در آن هنگام والى بصره بود و مانع رسيدن خواروبار به لشكرگاه زنگيان شده بود . سالار روزى كه از حمله عبد الرحمان بن مفلح و ابراهيم بن سيما وحشت داشت همه ياران و سپاهيانش را جمع مى كرد و چون جنگ با آن دو تمام مى شد گروهى از سپاهيان خود را به ناحيه بصره مى فرستاد كه با اسحاق بن كنداجيق نبرد كنند . آنان چندين ماه بر اين حال بودند تا هنگامى كه موسى بن بغا از جنگ با زنگيان بر كنار شد . ابو جعفر طبرى مى گويد : سبب بر كنارى موسى چنين بود كه معتمد عباسى ولايت فارس و اهواز و بصره و نواحى ديگرى را به برادر خويش ابو احمد واگذار كرد و اين پس از آسوده شدن ابو احمد از جنگ با يعقوب ليث صفارى و گريز او بود . ابو احمد مسرور بلخى را فرمانده جنگ با زنگيان كرد و موسى بن بغارا از آن كار بر كنار ساخت . و چنان پيش آمد كه ابن و اصل با عبد الرحمان بن مفلح جنگ كرد و او را اسير كرد و كشت . ابن و اصل طاشتمتر تركى را هم كشت و اين درگيريها در ناحيه رامهرمز بود . مسرور بلخى ابو الساج را به فرماندهى جنگ با زنگيان و ولايت اهواز گماشت . و ميان او و على بن ابان مهلبى در ناحيه دولاب جنگى درگرفت كه در آن عبد الرحمان داماد ابو الساج كشته شد و ابو الساج به « عسكر مكرم » عقب نشينى كرد ، زنگيان وارد اهواز شدند و مردم آن شهر را كشتند و
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 121 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى