تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
ابو الخصيب و جاهاى ديگر ، گسيل شوند و به ديگران كه گروه كمتر بودند فرمان داد همراهش باشند و در جايى كه او خواهد بود با دشمن جنگ كنند . زنگيان از پراكندگى ياران و سپاهيان ابو احمد آگاه شدند و گروه بسيارى آهنگ او كردند و ميان ابو احمد و ايشان جنگ در گرفت و شمار كشتگان و زخميهاى هر دو گروه بسيار شد ، سپاهيان ابو احمد قصرها و خانه‌هايى را كه زنگيان براى خود ساخته بودند آتش زدند و گروه بسيارى از زنان مردم بصره را رها ساختند و نجات دادند ، سپس زنگيان شدت و فشار حمله خود را همانجا متمركز كردند كه ابو احمد مقيم بود و گروه بسيارى از زنگيان آمدند ، آن چنان كه مقاومت در قبال آنان با شمار اندكى كه همراه ابو احمد بودند امكان نداشت . ابو احمد مصلحت ديد كه از برابر آنان كناره‌گيرى كند و به ياران و سپاهيان خود دستور داد با آرامش و بدون شتاب ، ميان قايقهاى خود برگردند و آنان همان گونه رفتار كردند . گروهى از سپاهيان ابو احمد بجا ماندند و به بيشه‌ها و تنگه‌هاى آنجا رفتند ، ناگاه گروهى از زنگيان كه كمين ساخته بودند بيرون آمدند و با آنان درافتادند ، آنان از خود دفاع كردند و شمار بسيارى از زنگيان را كشتند و چندان ايستادگى كردند كه همگى كشته شدند زنگيان سرهاى آنان را بريدند و نزد سالار خود بردند و اين موضوع موجب فزونى سركشى و نيرو و شيفتگى او به خودش گرديد . ابو احمد هم با سپاه خود به باد آورد رفت و همانجا ماند و براى بازگشت به جنگ زنگيان در صدد آماده سازى سپاهيان خود بود . اما در روزهايى كه وزش تند بادها شروع شده بود آتشى در اطراف لشكرگاه ابو احمد شعله‌ور شد كه تمام لشكرگاه را فرا گرفت و ابو احمد ناچار به واسط برگشت و اين در شعبان همين سال بود . او تا ماه ربيع الاول همانجا ماند و سپس از واسط آهنگ سامراء كرد و اين بدان سبب بود كه معتمد به او نوشته بود و وى را براى جنگ با يعقوب بن ليث صفارى امير خراسان فرا خوانده بود . ابو احمد محمد مولد را به جانشينى خود براى جنگ با سالار زنگيان گماشت . سالار زنگيان از خبر آتش گرفتن لشكرگاه ابو احمد آگاه نبود تا آنكه دو مرد از اهالى آبادان پيش او آمدند و به او خبر دادند ، صاحب زنج در اين هنگام چنين اظهار داشت كه اين كار از الطاف خداوند نسبت به او و امداد او بر