روى زمين افتاده بود از زمين بلند كند . او مىگفت : « آه ، كه اموال و كودكانتان ، مايهء فريب شمايند » . محمد [ صلّى اللّه عليه و آله ] در حال نماز اجازه مىداد نوههايش بر پشت او سوار شوند ، و نمازش را به همين دليل طولانى مىكرد ؛ و مواردى ديگر ) .
نمونهاى ديگر كه براى شيعيان اهميت بيشترى دارد - چرا كه از آن استنباطهايى مىكنند - تعابير خاصى است كه به پيامبر نسبت دادهاند ( مثلا اينكه « آنان ( حسن و حسين [ عليهما السّلام ] ) سرور جوانان اهل بهشت خواهند بود » ؛ حديثى كه مروان بن حكم صحّت آن را زير سؤال برد . ر . ك : ابن ابى الحديد ، ج 4 ، ص 5 ) و مهمتر از همه اينكه پيامبر ، آن دو را همراه پدر و مادرشان زير عباى خود قرار داد و اعلام كرد كه آنان اهل بيت بوده ، از هرگونه پليدى مبرّايند [ ر . ك : مدخل اهل الكساء -
AHL AL - KISA
، و فاطمه -
FATIMA
] . پس از وفات پدر بزرگشان ( كه مدت كوتاهى پس از آن ، وفات مادرشان نيز رخ داد ) ، حسن [ عليه السّلام ] و برادرش ، هيچ نقشى در وقايع مهم خلافت ابو بكر ، عمر ، و عثمان ايفا نكردند . به گفتهء يكى از منابع ، آنان مطيع پدرشان بودند . در واقع ، حتى اگر در برخى از ابراز مخالفتهاى پدرشان عليه عثمان ، او را همراهى مىكردند ، باز هم نقشى كاملا منفعل و غيرفعال داشتند . ( در هر حال ، آنان هنوز خيلى جوان بودند . ) نام ايشان در واقعهء محاصرهء « بيت عثمان » ذكر شده است [ ر . ك :
مدخل عثمان -
UTHMAN
] زيرا بنابر چندين روايت ، على [ عليه السّلام ] آنان را فرستاد تا براى خليفه - كه از شدت عطش به حال مرگ افتاده بود - آب ببرند ؛ و هنگامى كه خطر از ناحيهء محاصرهكنندگان بالا گرفت ، به آنان امر فرمود كه از خليفه دفاع كنند . هنگامى كه حسن [ عليه السّلام ] وارد خانه شد ، عثمان به قتل رسيده بود ؛ اما او شاهد بود كه محمد بن ابى بكر در قتل عثمان دست داشته است و به همين دليل ، از آن پس او را فاسق خطاب مىكردند ( ابن سعد ، ج 3 ، فصل 1 ، ص 58 ) .